مدیریت عملیات عمومی خارک
هرکجا هستم باشم آسمان مال من است پنجره ‘فکر هوا ‘عشق زمین مال من است
مدیرکل دفتر آب و خاک سازمان محیط زیست گفت: مردم با پسماندهای الکترونیک آشنایی ندارند و نشست ها و نمایشگاه ها در مورد صنعت بازیافت می تواند این بخش را به صنعتگران، دانشگاهیان و مردم معرفی کند. به گزارش خبرنگار مهر ، دکتر سروش مدبری صبح یکشنبه در کنفرانس خبری که با هدف ارائه گزارشی از جایگاه صنعت بازیافت در ایران و تبین اهداف برگزاری نمایشگاه صنعت بازیافت برگزار شده بود، تاکید کرد: این نمایشگاه می تواند ظرفیت های موجود در زمینه بازیافت را نمایش دهد و باید بررسی در این زمینه صورت گیرد تا بخش خصوصی نیز شناسایی و استقبال کند. دبیر مرکز منطقه ای کنوانسیون بین المللی "بازل" در تهران افزود: دفتر آب و خاک سازمان محیط زیست و مرکز منطقه ای کنوانسیون بازل آمادگی این را دارند که این رویداد را با همکاری اتحادیه بازیافت برگزار کنند. دکتر سروش مدبری با تاکید بر اصل 44 قانون اساسی گفت: دولت تمایلی برای سرمایه گذاری در صنعت بازیافت ندارد و بخش خصوصی هم چندان استقبالی نمی کنند چون در این زمینه آگاهی لازم را ندارند و باید افراد نسبت به سود سرشاری که در این سرمایه گذاری وجود دارد آگاه باشند تا در آن مشارکت کنند. مدیرکل دفتر آب و خاک سازمان محیط زیست کشور اضافه کرد: برای اینکه استخراج معدن طلا در اصطلاح اقتصادی سودآور و به صرفه باشد باید 3 گرم طلا در هر تن خاک برداشت شود در حالی که بازیافت دستگاه های موبایل به دلیل اینکه بسیاری از قطعات طلا، نقره، پلاتین و دیگر فلزات ارزشمند در آن بکار رفته می تواند به صرفه تر و در عین حال کم هزینه تر باشد. این مقام مسئول در سازمان محیط زیست گفت: پروفسور اوسی بانجوی آفریقایی نفر اول بازیافت دنیا و کسی که اساسنامه مدیریت پسماندهای کنوانسون بازل را نوشته و همین طور خانم کومر دبیرکل کنوانسون بازل در اولین کنفرانس و نمایشگاه و کارگاه های آموزشی صنعت بازیافت ایران شرکت می کنند. با این حال از آلمان، ایتالیا، و دیگر کشورهایی که در تهران سفارتخانه دارند نمایندگانی شرکت خواهند کرد. این نمایشگاه در روزهای 17 تا 20 آذر ماه در بوستان گفتگوی تهران با شرکت مجریان و شرکت کنندگان برگزار خواهد شد کامیار فیلسوفی: نایب رئیس اولین همایش آموزش صنعت بازیافت گفت: به جز سازمان بازیافت در بحث پسماندها بقیه سازمانها نقش نظارتی دارند ولی به دلیل مشکلات مالی و اجرایی صنعتگران بازیافت نمی توانند پروانه فعالیت بگیرند بنابراین در بحث اجرا مشکل پیدا می کنند. به گزارش خبرنگار مهر، کامیار فیلسوفی یکشنبه در نشست خبری که با هدف ارائه گزارشی از جایگاه صنعت بازیافت در ایران و تبیین اهداف برگزاری نمایشگاه و کنفرانس فناوریهای نو در صنعت بازیافت برگزار شده بود تاکید کرد: این همایش با قصد آگاهی رسانی است ولی مردم بدانند چه اقداماتی در این صنعت در حال انجام است چرا که از خیلی از کشورها در زمینه صنعت بازیافت جلو هستیم. وی اضافه کرد: قابلیت زیادی در بازیافت و استفاده از این ثروت ملی داریم که می توان به 70 کد ASAI و رقم بالای روغن های کارکرده، کمپوستها، پلیمرها، خودروهای صنعتی و همین طور ظرفیت واحدهایی که می تواند در سال 600 خودروی فرسوده را بازیافت کند اشاره کرد. این متخصص بازیافت همچنین با اشاره به نارسایی ها افزود: در این نمایشگاه قرار است این امکانات به مسئولان و همین طور نمایندگان دیگر کشورها نشان داده شود وهمچنین اعلام کنیم که می توانیم در کشور مسئله بازیافت و هزینه ها را با قیمت کمتری حل کنیم. نایب رئیس اولین همایش آموزش صنعت بازیافت در پاسخ به پرسش خبرنگار مهر در مورد مخدوش بودن اطلاعات موجود در مورد تعداد و آمار وسایل الکترونیک و میزان تولید زباله های الکترونیک در ایران تاکید کرد: بانک اطلاعاتی در صنایع بازیافت تشکیل شد و هر کس در حیطه خود مسئولیت دارد و اطلاعات را نمایندگی می کند. وی در ادامه افزود: ما فرهنگ اقتصادی سنتی داریم و فکر می کنیم حتما باید یک موبایل را با سود متعادل به فروش برسانیم در حالی که موبایل از رده خارج را باید کیلویی فروخت و در بازار از این دست مشکلات هست ولی در کشوری مثل هند این شکل نیست و البته با یک چکش زباله بازیافت می شود. فیلسوفی تفکیک از مبدا را یکی از مهمترین عوامل بازیافت صحیح دانست و گفت: این بحث مورد بررسی قرار گرفته و باید مردم با این مقوله آشنا شوند و برنامه هایی در نمایشگاه تدارک دیده شده تا خانم های خانه دار بتوانند در خانه و از مبدا زباله های خشک قابل بازیافت را آموزش ببینند و همین طور برنامه های آموزشی برای کودکان و دانش آموزان در نظر گرفته شده که از ابتدا با بحث بازیافت آشنا شوند. نایب رئیس اولین همایش آموزش صنعت بازیافت با اشاره به اینکه هر چه در دنیا وجود دارد قابل بازیافت و استفاده مجدد است بر زمان مصرف و چرخه بازیافت تاکید کرد و افزود: هیچ چیز غیر قابل بازیافت وجود ندارد مگر اینکه ارزش اقتصادی نداشته باشد. فیلسوفی تاکید کرد: به جز سازمان بازیافت در بحث پسماندها بقیه سازمانها نقش نظارتی دارند ولی به دلیل مشکلات مالی و اجرایی صنعتگران بازیافت نمی توانند پروانه فعالیت بگیرند و در بحث اجرا مشکل پیدا می کنند و تعداد کمی پروانه دارند پژوهشگران آمریکایی با بررسی یک گونه مخمر دریافتند که این مخمر دارای یک ژنوم پلاستیکی است که می تواند در بهبود تولید سوختهای زیستی نقش مهمی ایفا کند. به گزارش خبرگزاری مهر، مخمرها کنترل بخش مهمی از فرایند تولید سوخت زیستی را به عهده دارند. برای مثال اتانول زیستی از تخمیر بافتهای گیاهی به خصوص گیاهان ذرت و نیشکر و با کمک مخمری به نام Saccharomyces cerevisae تولید می شود. مشکل مهمی که استفاده از مخمرها برای اتانول زیستی وجود دارد این است که رشد این مخمرها برای انجام این فرایندهای صنعتی بسیار دشوار است. اکنون محققان دانشگاه دوک و دانشگاه استنفورد در دو تحقیق جداگانه ساختار ژنوم این میکروارگانیسمها را تجزیه کرده و فاکتورهای اصلی را که می توانند برای بهبود تولید نمونه های صنعتی این مخمرها مفید باشند شناسایی کردند. در تحقیق نخست، محققان دانشگاه دوک ساختار داخلی ژنوم مخمر نمونه PE-2 را توالی نویسی و تجزیه کردند. این مخمر در صنایع برزیل اهمیت بسیار دارد. این دانشمندان دریافتند که ژنوم این میکروارگانیسم نسبت به سایر مخمرها ساختاری پلاستیکی تر دارد. همچنین مشاهده شد که در مناطقی از کروموزمهای این ژنوم نسبت به کروموزمهای سایر مخمرها تعداد بیشتری از زنجیره های نوکلوتیدی وجود دارد. به گفته این محققان با دستکاری ژنتیکی این مخمر می توان راهی به سوی افزایش بازده تولید اتانول زیستی گشود. براساس گزارش ساینس دیلی، در تحقیق دوم که محققان دانشگاه استنفورد انجام دادند، تنوع در تعداد کپی های ژنها در پنج نمونه مخمری که در برزیل استفاده می شوند بررسی شد. این دانشمندان دریافتند که ژنهای این مخمرها در سنتز با ویتامینهای B1 و B6 تقویت می شوند. این ویتامینها دو جزء مهم برای رشد موثر مخمرها به شمار می روند. استان تهران - خبرگزاری مهر: جشنواره فرهنگی "کودکان و بازیافت" با هدف آشنایی کودکان کرجی با مفاهیم بازیافت در کرج برگزار شد. به گزارش خبرنگار مهر در کرج، این جشنواره فرهنگی و هنری در 21 مهدکودک و 11 مدرسه ابتدایی کرج برگزار شد و طی آن کودکان دانش آموز با مفاهیم مختلف در زمینه بازیافت و اهمیت آن در زندگی آشنا شدند. مفاهیمی از قبیل کاهش تولید زباله، اهمیت تفکیک زباله در مبدا، نحوه تفکیک زباله های خشک و تر و نیز رعایت اصول بهداشتی و آداب شهروندی از مفاهیمی بود که دانش آموزان یادشده در محیطی شاد و کودکانه با آن آشنا شدند. در جشنواره یادشده که با حضور تعدادی از گروه های هنری صدا و سیما برگزار شد، سعی شد تا کودکان کرجی نسبت به نقش موثر خود به عنوان یک شهروند در مدیریت پسماند و حفظ نظافت شهری بیشتر آشنا شوند. زباله های هفت روستای بخش نوکنده استان گلستان حدود سه ماه در گوشه و کنار این روستاها تلمبار و انباشته شده است و منظر زشت و بوی نامطبوع آن مردم را اذیت می کند. به گزارش خبرنگار مهر در گرگان، جمع آوری نشدن زباله در روستاهای لیوان شرقی و غربی، تلور، بنفشه، آستان آباد، جفا کنده و ... موجب بروز مشکلات فراوانی برای ساکنان این مناطق شده است. حدود 20 هزار نفر در این روستاها سکونت دارند و با توجه به گرشگر پذیر بودن هر روزه این مناطق شاهد ورود جمعیت شناور است که البته در افزایش میزان زباله نیز بسیار موثر است. اکنون انباشت زباله در جای جای این روستاهای بکر و گردشگرپذیر به چشم می خورد و منظره ای زشت و متعفن ایجاد کرده است. اهالی این روستا خواستار توجه ویژه مسئولان امر برای رفع این مشکل بهداشتی شدند و تاکید کردند: انباشت غیربهداشتی زباله در این روستاها سلامت ساکنان را به مخاطره انداخته است و لازم است مسئولان این امر را پیگیری کنند. اهالی این روستا به مهر گفتند: در حال حاضر بخشی از زباله های تولیدی منطقه سوزانده می شود و برخی نیز به صورت غیربهداشتی در پشت بام منازل، حاشیه راه ها و داخل جوی آب انباشته می شود. بخشدار نوکنده در این زمینه افزود: برخی روستاهای این بخش با مشکل جمع آوری زباله روبرو هستند که باید در این زمینه تدبیر اصولی اندیشیده شود. محمدعلی کاویان افزود: برای جمع آوری زباله در این روستاها با مشکل اعتبار و نداشتن خودرو ویژه حمل زباله روبرو هستیم. وی اظهار داشت: در برخی روستاها زمینی از سوی دهیاران برای انباشت و دفع بهداشتی زباله معرفی شد که متاسفانه با مخالفت منابع طبیعی و محیط زیست روبرو شده ایم و واقعا نمی دانیم که باید با زباله ها چه کنیم. کاویان خاطرنشان کرد: برای رفع این مشکل یا باید ماشینی در اختیار دهیاران قرار گیرد یا اعتبارات دهیاران افزایش یابد تا بتوانند برای جمع آوری زباله با بخش خصوصی قرداد منعقد کنند. بخش نوکنده با جمعیتی بالغ بر 20 هزار نفر در غرب گلستان واقع شده است و یکی از مناطق گردش پذیر استان گلستان محسوب می شود رهبران دینی از امروز دوشنبه 11 آبانماه تا چهارشنبه 13 آبانماه از سراسر دنیا در شهر ویندزر بریتانیا گردهم جمع میشوند تا در همایشی با عنوان "بهشتهای متعدد، یک زمین: تعهدات دینی برای سیاره زنده" شرکت کنند. هدف از این همایش راهاندازی و بحث درباره ابتکارعملهای بلندمدت جوامع دینی برای حمایت از سیاره زمین است؛ چرا که برگزارکنندگان اعتقاد دارند بدون حمایت و همکاری کامل و حضور رهبران دینی ایجاد فضای سیاسی مؤثر برای رسیدن به توافقی لازم الاجرا، هماهنگ و متعادل در اجلاس کپنهاگ که آذرماه امسال در دانمارک برگزار میشود دشوار خواهد بود. این مراسم که اجلاسی متشکل از رهبران دینی و سکولار خواهد بود آغازی برای تعهدات بلند مدت سنتهای بزرگ دینی است. این تعهدات برای مثال عبارتند از: تمام معابد دائوئیست در چین از انرژی خورشیدی برخوردار شوند، سبز کردن ( انطباق با اصول حفظ محیط زیست) ساختمانهای دینی، حمایت از جنگلهای مقدس، توسعه سیاستهای سرمایهگذاری اخلاقی، انتشار کتابهای مقدس روز کاغذهای دوستدار محیط زیست، ایجاد برنامههای آموزشی و تأکید بر نقش ادیان در آموزش رسمی و غیر رسمی. ائتلاف ادیان و حمایت از محیطزیست و همچنین برنامه توسعه سازمان ملل به ادیان کمک میکنند که سنتهای دینی این طرحها و تعهدات بلند مدت خود را اجرایی کنند. این تعهدات به مشکلات بنیادین سوءاستفاده از طبیعتی باز میگردند که تغییرات جوی یکی از نشانههای بارز آن است. این همایش بزرگترین تعهدات ادیان به اقدامات زیستمحیطی را رقم میزند تا از طریق این ابتکار عمل همکاریای تازهای شکل گیرد. خبرگزاری مهر: لرستان با دارا بودن رودخانه های فروان یکی از معدود استانهایی است که به طور متوسط در هر شهر آن یک رودخانه جریان دارد ولی این رودخانه ها امروز به جای آنکه منشا زیبایی در دل شهرهای لرستان باشند به منشا مشکلات زیست محیطی تبدیل شده اند. به گزارش خبرنگار مهر در شهرستان پلدختر، رودخانه "گلال" و "کرگانه" در خرم آباد، رودخانه های "بادآور" و "گنجینه" در شهرستان دلفان، رودخانه "تیره" در شهرستان دورود و رودخانه "کشکان" در پلدختر هر کدام نمونه ای از رنجی است که رودخانه ها در دل شهرهای لرستان به خود می بینند و شاید گفتن اینکه این رودخانه ها در دل شهرها جان می دهند حرفی به گزاف نباشد. بوشهر-معاون پژوهش مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان بوشهر گفت:با توجه به اینکه پرورش قارچ صدفی برضایعات کشاورزی امکان پذیر است و در استان بوشهر بیشترین ضایعات مربوط به نخیلات و کنجد است، هم اکنون این طرح در این استان در دست اجراست به گزارش روابط عمومی سازمان جهاد کشاورزی استان بوشهر رحیم خادمی افزود: برای نخستین بار تولید قارچ صدفی روی ضایعات کنجد و خرما با مواد غنی شده در استان بوشهر مورد بررسی قرار گرفت و نتایج آن بسیار موفقیتآمیز بود. معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان محیط زیست گفت: ایران رتبه دهم تخریب محیط زیست در دنیا را دارد. به گزارش خبرنگار مهر در مشهد، محمد جواد محمدی زاده ظهر سه شنبه در همایش سراسری مدیران کل حفاظت محیط زیست در هتل پردیسان افزود: متاسفانه در عصر کنونی با تخریب محیط زیست و چالش های زیاد و مختلفی مواجه هستیم که این امر موجب سنگین تر شدن وظایف این سازمان در خصوص نگهداری از این میراث به بهترین نحو شده است. وی ضمن توجه به قرار داشتن ایران در رتبه ده تخریب محیط زیست در دنیا گفت: در حفاظت از محیط زیست باید از مدلهای کارآمد و مطابق با دین بهره گیری کنیم تا با اجرایی کردن این مدلها در مقابله با استکبار جهانی و کشورهای استعمار گر فاصله را حذف و ایران به ظهور برسانیم. محمدی زاده ضمن توجه به پیشرفت علم و فناوری جمعیت را به فزونی خواند و ادامه داد: تا 100 سال آینده در کشور شاهد وجود حتی یک درخت نخواهیم بود و این عامل می تواند زنگ خطر تلقی شود تا از محیط زیست خوب نگهداری کنیم و در این راستا باید به مدیریت تالابها، اتصال خاورمیانه از طریق 30 هزار کشتی تامین کننده 60 درصد نفت و گاز دنیا، وجود عمر بالای 20 سال این کشتی ها و قرار دادن موضوعات مرتبط با محیط زیست در متون درسی توجه خاص و ویژه ای شود. همچنین وی به نقش اطلاع رسانی و فرهنگسازی در این خصوص تاکید کرد و افزود: باید به مردم در خصوص زوایای مختلف و اهمیت محیط زیست اطلاع رسانی کنیم چرا که در خصوص نحوه برخورد، نگهداری و شیوه صحیح زندگی کردن تا کنون فرهنگسازی مناسب و مساعدی صورت نگرفته است. در اولین همایش بین المللی تصفیه فاضلاب و بازیافت آب ، فناوری ها و یافته های نو که در دانشگاه تهران برگزار می شود، آخرین فناوریها در زمینه فاضلاب و بازیافت آن مورد بررسی قرار می گیرد دبیر اجرایی همایش بین المللی تصفیه فاضلاب و بازیافت آب ، فناوری ها و یافته های نو روز سه شنبه در گفت وگو با خبرنگار ایرنا گفت: یکی از مشکلات عمده در کشور مسئله فاضلاب و بازیافت آن است که در این همایش سعی شده در مورد آخرین فناوری ها در این خصوص بحث و تبادل اطلاعات شود. مصرف سبز نمایانگر نوعی از فعالیت های اجتماعی است و عوامل مختلفی همچون مسائل فردی و جمعی بر روی آن تاثیرگذار است. این عوامل تشکیل دهنده، پیش شرط ها و الزامات اصلی برای مصرف مسئولانه و موافق با محیط زیست هستند. در بهترین حالت تعهد به مصرف سبز که به نوع مصرف مربوط می شود شامل موارد زیر می گردد: آگاهی از روند مصرف و میزان شایستگی هدف مورد نظر، بی میلی به مصرف و قیمت کالاها تاثیر چندانی بر روی تعهد به مصرف سبز ندارد. بعضی از مصرف کنندگان تمایل چندانی به خرید ندارند و آن را به نوعی هدر دادن وقت می دانند. آنها از مراکز خرید شلوغ و پر سر و صدا گریزان هستند. مصرف کنندگان آگاه، علاقه مند به کسب تجربه هستند و از مسائل روزمره آگاهی دارند. در حال حاضر مسائل مربوط به مصرف و محیط زیست یکی از مسائل اساسی روز است. بنابراین، آنان خود را ملزم به رعایت مصرف سبز می دانند. در حال حاضر روش مناسب مصرف، بر روی آسانی و سهولت مصرف تاکید دارد. این مصرف کنندگان به جای رفتن به فروشگاه ها از طریق اینترنت خریدهای خود را انجام می دهند. آنها می دانند که چه می خواهند و در ضمن به مصرف سبز هم پایبند هستند. برای مثال آگاهی به مسائل زیست محیطی و رفتار مسئولانه جوانان بین18 تا 25 ساله فنلاند همانند سایر گروه های اجتماعی است. برای مثال فقط یک نفر از 10 نفر دارنده گواهینامه رانندگی تمایل دارد که به خاطر مسائل زیست محیطی استفاده از ماشین را محدود کند. از طرف دیگر برخی از جوانان مشتاقانه علاقه مند به بازیافت زباله هستند. شیشه توسط بیش از نیمی از شرکت کنندگان در یک نظرسنجی و کاغذ توسط بیش از سه چهارم از آنان بازیافت می شود. تجربه نشان داده است که رعایت مسائل زیست محیطی و پایبندی به اصول اخلاقی، ارتباط مستقیمی با جنسیت افراد دارد. زنان و جوانان نسبت به مردان توجه بیشتری به محیط زیست دارند و به صورت کلی کسانی که در سنین نوجوانی قرار دارند نگاه مثبتی به مسائل زیست محیطی نشان می دهند کیسه های طبیعی جایگزین کیسه های پلاستیکی فروشگاه شهروند می شود. محققان پژوهشگاه پلیمر موفق به تهیه پلیمرهای طبیعی و تجزیه پذیر از مواد نشاسته ای و چربی شده اند که در یک طرح مشترک با شرکت فروشگاه های شهروند، از این به بعد به جای کیسه های پلاستیکی در فروشگاه های شهروند عرضه می شود. دکتر عبدالرسول ارومیه ای، مدیر گروه پلاستیک پژوهشگاه پلیمر و پتروشیمی ایران در گفت و گو با خبرنگار شهر با بیان این مطلب درباره ساخت پلیمرهای طبیعی گفت: «کیسه های پلاستیکی طبیعی با استفاده از روش های بیو تکنولوژی و نانو تکنولوژی از مواد طبیعی و سنتزی که ترکیبی از مواد نفتی ومواد طبیعی مثل قندها، چربی ها و ویتامین ها هستند، ساخته می شوند که استحکام آنها مشابه کیسه های پلاستیکی است که برای حمل اجناس در فروشگاهها استفاده می شود». به گفته این کارشناس پلیمرهای تولید شده توسط دانشمندان ایرانی پس از مدفون شدن در خاک در طول مدت دو ماه به طور کامل تجزیه می شوند. جشن موش ها
شنیدن صدای خش خش جویده شدن مواد غذایی توسط موش ها وپریدن آنها ازروی پای شهروندان درگذرازمعابرپایتخت تبدیل به عادتی ناخواسته برای پایتخت نشینان شده است. به گزارش ایرنا، دیدن رژه موش های کوچک وبزرگ درحاشیه پیاده روها، نهرهای آب وپریدن آنها به داخل مخازن زباله ورفت وآمدشان درلوله های فاضلاب منازل شهروندان، مدت هاست برای ساکنان تهران عادی شده وبا وجود گلایه های فراوان چاره ای برآن نمی بینند. موش های گستاخ تهران پا را از آمد و شد در پیاده رو و نهرهای آب فراتر هم گذاشته و در ایستگاههای اتوبوس زیر پای مردم قدم می زنند و همچون گربه های این شهر که سالهاست به زندگی مسالمت آمیز با شهروندان عادت کردند، بدون ترس و واهمه ای کنار شهروندان توقف می کنند. موش ها این روزها در عین اینکه هر روز جان نصف شهروندان تهرانی را به لب می رساند، با خونسردی از محل هر روزشان می گذرند و پیاده روی شهروندان در شهر را با هزار ترس و لرز جدا از همه تبعات زیست محیطی و بهداشتی و مخاطرات برای سلامت جان شهروندان ارمغان آورده اند. پول هایی که دور ریخته می شود، موش هایی که نمی میرند برای خیلی از ما تهرانی ها جای سوال است که این همه پول شهرداری که برای مبارزه با موش ها هزینه می شود چرا اثر لازم را نداشته و با ازدیاد جمعیت موش ها هر روز بیشتر نیز می شوند؟ طبق آمار شهرداری تهران به طور میانگین سالانه10 میلیارد تومان برای مبارزه با جانوران موذی در سطح منطقه22 گانه شهر هزینه می کند اما آنچه نتیجه باقی مانده است افزایش جمعیت موش های تهران و بزرگ و بزرگ تر شدن جثه آنهاست. شهرداری تهران به طور مداوم در طرح های منطقه ای خود و نیز طرح هایی چون طرح جهادی137 یا طرح ضربتی به مبارزه با موش ها می پردازد، استفاده از سموم شیمایی و تله ها و روش های مکانیکی نیز برای مبارزه با آنها نیز از سوی شهرداری پیگیری می شود اما بر اساس آمارهای اعلام شده از سوی برخی مسئولان، سرانه موش برای هر تهرانی، البته در مناطق جنوبی شهر به6 سر در روز رسیده است. یعنی در یک روز عادی که هوا آفتابی است و اراده می کنید از منزل بیرون بروید، تا زمان بازگشت احتمال دارد6 موش از کنارتان رد شود و شما از همجواری با آنها لذت نبرید. طرح هایی که برای موش ها عادت شده است اجرای طرح های مختلف برای مبارزه با موش که به دلایل مختلف ازاثرگذاری لازم برخوردار است به نوعی برای موش های تهران تبدیل به عادت شده که بازنگری در اجرای طرح ها را ضروری کرده است. برای اولین بار طرح مبارزه با موش در سال63 مطرح شد و سپس در سال های69 ،70 ،75 و79 در قالب طرح های مختلف ادامه پیدا کرد. بعد از آن اولین طرح جدی مبارزه با این جونده در تهران با بررسی های صورت گرفته توسط شرکت ساماندهی مشاغل شهرداری تهران در تیرماه سال84 آغاز شد. این طرح با برپایی چادرهایی در سراسر شهر تهران همراه بود و در قالب گفت وگو، ارائه بروشور و اطلاعاتی درباره خسارت های اقتصادی و بهداشتی موش ها انجام شد و در مرحله دوم در قالب مبارزه شیمیایی اجرا شد. طرح سوم نیز که شهرداری تهران در قالب طرح جهادی آن را پیگیری می کند، شامل برنامه های عمرانی شهر از جمله ترمیم جوی ها، شکستگی جداول، پر کردن حفره های موجود در پیاده روها و ساماندهی جمع آوری زباله است. رعایت نشدن حقوق شهروندی، رویای تحقق یافته موش های تهران طبق اعلام کارشناسان محیط زیست، موش ها برای ادامه حیات و زیست و زاد و ولد نیاز به شرایط زیستی مناسب و دسترسی به منابع آب و غذا دارند که رعایت نشدن حقوق شهروندی از سوی بسیاری شهروندان این رویا را برای موش ها جهت افزایش جمعیت خود محقق کرده است. انباشته بودن سطح بسیاری از انهار و جوی های شهر تهران از زباله و مواد غذایی دور ریختنی درحالی که هر روز صبح ماموران شهرداری به لایروبی انهار می پردازند یکی از مهمترین عوامل در ازیاد جمعیت موش هاست. تولید روزانه زباله در تهران به هشت هزار تن رسیده که عاملی در ازدیاد جمعیت موش ها بوده و شهرداری نیز آخرین شیوه های دنیا را برای جلوگیری از تکثیر موشها به کار گرفته است. یکی از این شیوه ها مبارزه شیمیایی است اما این شیوه در برخی موارد موفق نیست؛ چراکه موش پس از خوردن ماده شیمیایی با استفاده از یک برگ کاهو و ویتامینK ، آن که درمیان زباله ها بسیار است، اثر این ماده را از بین می برد. قائم مقام معاونت خدمات شهری شهرداری تهران با اشاره به اینکه70 درصد علت وجود موشها در شهرهای مختلف بویژه تهران به علت ریختن زباله در معابر و نهرهاست، می گوید: شهروندان اگر شهری بدون موش یا حداقل تعداد کمتر آنها را می خواهند ، لازم است زباله در معابر و نهرها نریزند، در غیراین صورت همچنان با موشها زندگی خواهند کرد. محمد عیدیان در گفتگو با خبرنگار شهری افزود: اغذیه فروشان و رستوران ها پس از خالی کردن سطل های زباله بهترین غذاها همچون سوسیس و کالباس را در اختیار موشها قرار می دهند و موشهای تهرانی فقط نوشابه کم دارند و همین امر باعث شده تا وزن برخی موشهای تهرانی35 درصد از استانداردهای جهانی بیشتر باشد. وی تاکید کرد: زمانی که موشها در تهران غذا برای خوردن دارند، همچنان به تولید مثل و زندگی در پایتخت ادامه می دهند. چون این حیوان بسیار باهوش بوده و درصورت پی بردن به احتمال تلف و معدوم شدن ناگهانی با مواد شیمیایی و غیره، به سرعت چند برابر تولید مثل می کند. عیدیان در این مورد می گوید: با اجرای طرح جهادی در مناطق مختلف در کنار ترمیم نهرها، هر هفته تله گذاری و ریختن ماده شیمیایی در نقاط تجمع موشها انجام می شود و همچنان اتلاف موش ادامه دارد؛ اما با ریختن زباله در معابر توسط شهروندان این چرخه یعنی مبارزه و تولید مثل و تکثیر موش نیز کماکان مشاهده می شود. خیابان ولیعصرزیستگاه موشهای تهران خیابان ولیعصر که به مرکزی برای انواع و اقسام رستوران ها و فست و فود ها تبدیل شده و روزانه حجم زیادی از زباله های غذایی در این خیابان تولید می شود به زیستگاهی برای موش های تهران تبدیل شده است. بنا بر اعلام مشاور محیط زیست شهردار تهران بیشترین تعداد جمعیت موشها در خیابان ولیعصر زندگی می کنند و بیشترین تعداد لاشه موش ها از این خیابان جمع آوری می شود. محمد هادی حیدرزاده با بیان اینکه از ابتدای سال جاری تاکنون15 هزار لاشه موش در سطح خیابان های پایتخت جمع آوری شده تاکید کرد: بعد از خیابان ولی عصر بیشترین تعداد لاشه موش متعلق به خیابان شریعتی بود. وی با اشاره به بهسازی پیاده روهای ولیعصر تصریح کرد: بعد از سنگ چین کردن خیابان تعداد جمعیت موشها به میزان24 درصد کاهش یافت و این اقدام موثری در این راستا بوده اما حجم قابل توجه زباله تولیدی در این خیابان بر رشد موش ها تاثیر گذار است. موش وهزارویک بیماری طبق اعلام کارشناسان بهداشتی، موش ها حداقل در ایجاد35 بیماری به انسان مانند یرقان مسری، سالک، تیفوس موشی، انواع اسهال، تیفوئید، وبا دخالت دارند. فرشاد فخیمی در این باره می گوید: جوندگان بزرگ ترین راسته پستانداران را تشکیل می دهند و در نقاط مختلف جهان پراکندگی وسیع دارند، این دسته از جانوران علاوه بر زیان های اقتصادی قابل ملاحظه در انتقال بیماری های عفونی نقش عمده ای دارند و منبع بسیاری از بیماری ها را تشکیل می دهند. وی افزود: جوندگان علاوه بر این که منبع بعضی از بیماری ها هستند، در انتقال عوامل بیماری زا اهمیت زیادی داشته و ناقلان عمده بسیاری از بیماری ها محسوب می شوند. برخی از بیماری ها از طریق گاز گرفتن و گروهی از طریق تماس با مواد غذایی و آلوده کردن آنها با مدفوع و ادرار و بعضی از عوامل بیماری زای دیگر را از خود به انسان منتقل کرده و موجب اشاعه بیماری ها می شوند. این کارشناس بهداشتی ادامه داد: یکی از بیماری های قابل انتقال از طریق گاز گرفتن جوندگان، بیماری تب گاز گرفتگی موش است. موش آلوده خود فاقد هرگونه علائم ناشی از بیماری است ولی در انسان ایجاد تب می کند که ممکن است هفته ها طول بکشد که گاهی با انقباض عضلات همراه است. دومین بیماری حاصل از گزیدگی موش که به انسان سرایت می کند تب ثانویه است. بیماری لپتوسپیروز یکی از بیماری های منتشره در سراسر جهان است که به وسیله گونه ای از اسپیروکنها به نام لپتوسپیرا ایجاد می شود. موش های آلوده خود فاقد علائم بالینی بوده و لیکن در انسان ایجاد تب، یرقان و خونریزی می کند. معمولااین بیماری در موش های خانگی، انباری و صحرایی مشاهده می شود و از طریق ادرار جوندگان آلوده که موجب آلوده شدن آب های راکد شده و بر اثر تماس مستقیم بدن با آب های آلوده از طریق پوست وارد بدن انسان شده باعث بروز بیماری می شود. تماس مواد غذایی با مدفوع موش باعث آلوده شدن غذاها به تخم انگل هایی می شود که انسان با تغذیه از این نوع مواد غذایی به بیماری های انگلی مبتلاخواهد شد. بیماری طاعون از دیگر بیماری های قابل انتقال از موش ها به انسان است. عامل این بیماری در بدن جوندگان استقرار دارد. سرعت بالای زاد وولد موش، تهدید دیگری برای تهرانی ها تحقیقات انستیتو پاستور نشان می دهد که موش های بزرگ جثه تهران، بومی ایران نیستند و اوایل دهه50 شمسی از طریق محموله های وارداتی از کشورهایی مانند نروژ به ایران آمده اند. گویا این موش های فرنگی که با موش های خانگی ایرانی خویشاوندی ندارند، پس از ورود به ایران شرایط را مهیا دیده و ساکن شده اند. رشد موش ها به صورت تصاعدی است و هر جفت می توانند در هر3 ماه10 بچه به دنیا بیاورند. اگر شرایط زیست و تولید مثل برای آنها فراهم باشد، در عرض سه سال30 میلیون موش تولید می شود که هر کدام ممکن است ناقل بیماری باشند. آنچه مشخص است ریشه کن کردن موش ها امکان پذیر نیست و تا زمانی که مواد غذایی (منظور، همان زباله های تولید شده و رها شده توسط شهروندان است) به وفور یافت می شود، موش ها تکثیر می شوند. این سرعت زاید الوصف تولید مثل موش ها زنگ خطری جدی برای شهروندان تهرانی است که بی مهابا به تولید و رهاسازی زباله در شهر پرداخته و به خصوص در روزهای گرم سال این امکان را به موش ها می دهند که به سرعت بر جمعیت خود افزوده و مخاطره ای جدی برای زندگی در تهران باشند مقاومت پلاستیک ها در برابر شکستن در بیشتر مصارف ف یک مزیت است ، ولی برای ساخت آمپول یک مشکل محسوب می شود زیرا سرآمپول باید با یک تلنگر بشکند. یک شرکت فرانسوی با نام " Seri Plast " توانسته است با کمک تشعشع پرانرژی ناحیه ی گردن آمپول های پلی پروپیلنی را شکننده کند تا بتوان با یک تلنگر با یک تلنگر ان را شکست و نگران خرده شیشه های آمپول های رایج نبود. آمپول های پلاستیکی این شرکت در ناحیه ی گردن دارای یک قاچ هستند. این ناحیه بعد از تزریق تحت تابش بتا قرار می گیرد تا مواد در آن ناحیه هی تخریب و شکننده شوند. حضور قاچ نیز به این مساله کمک می کند. اعمال اشعه ی بتا در کل فرآیند تولید به خوبی گنجانده شده است. بعد از تزریق و چاپ ، آمپول ها در فیلم و سپس کارتن بسته بندی می شوند و سپس با طی 500کیلومتر به محل تابش که کارخانه ای در آلمان است فرستاده می شود. میزان تابش کم و درحد چند دقیقه است. این آمپول های پلی پروپلینی در حجم 5/1 تا11 میلیمتر ساخته می شوند. این آمپول مشکل برنده بودن شیشه و ایجاد ذرات ریز ندارد. ادعا می شود که پر کردن این آمپول ها آسانتر است و در صورت نیاز می توان با برگرداندن سر شکسته شده دوباره آن را بست. صنعت بازیافت در سالهای اخیر از اهمیت و علاقهمندی خاصی در میان جامعه و سازمانهای مختلف برخوردار بوده و در این میان با تاکیداتی که از سوی سازمان محیط زیست و ضوابطی که بر اساس قانون مدیریت پسماند در حال تدوین است باعث شده تا عموما بحث بازیافت با استقبال جامعه و نهادهای مربوطه روبهرو شود. لذا بر این اساس سازمان محیط زیست هم افرادي راكه در اين مقوله علاقهمند باشند تشويق ميكند تا به این عرصه وارد شوند. مقوله بازیافت از پتانسیلهای متعددی از جمله بازيافت پسماند انساني، صنعتي و ساير بازيافتها برخوردار است و به همين جهت تعداد مجوزهايي كه ما در سالهاي اخير صادر كردهايم تقريبا روند رو به رشدی داشته و اين بدان معناست كه ما در سايت كمپوست حدود 10- 15 مجوز در شهرهاي مختلف و در زمينه بازيافت خودروها و اسقاط آنها هم تعدادي مجوز در تهران از سوی سازمان حفاظت محیط زیست صادر شده است. همچنین حدود سه واحد صنعتی بر اساس مصوبه هيات وزيران برای بازیافت پسماندهای خود مجوز گرفتهاند و به همين ميزان در ساير استانهاي مختلف هم به تناسب فعالیتی که انجام میدهند مجوزهایی را از جانب ادارات كل ما دریافت کردهاند و اكنون در حال فعاليت و خدماترسانی هستند. كشور ما يك كشور در حال توسعه است اگر سالهاي 80 تا 84 در نظر گرفته شود طرحهايي كه در كميته ارزيابي مطرح شده 111 طرح بوده که از سال 84 تا 88 به 600 طرح رسيده است. اين نکته بدان معناست كهدر كميته ارزيابي سازمان محيط زيست تعداد مجوزهايي كه براي طرحهاي صنعتي ارائه کردهايم در مقایسه با طرحهای صنعتي بزرگ در گذشته با رشد بالاي 300 درصد روبهرو بوده است. بر این اساس پسماند زبالهها، موادی که دیروز کمارزش جلوه می کرد دوباره بهعنوان فعاليتهاي اقتصادي و صنعتي به چرخه اقتصاد کشور باز گردانده میشود.جمعیت کشور نسبت به سالهای گذشته رشد پيدا كرده و به بیش از 70 ميليون نفر رسیده است. با توجه به رشد فزاینده جمعیت کشور روزانه به ازای هر فرد يك كيلو و 100 گرم زباله تولید میشود که اگر به کل جمعیت کشور این میزان نسبت داده شود، روزانه بالاي 70 هزار تن زباله در كشور توليد ميشود. هر فعاليت صنعتي، پزشكي و كشاورزي با تولید زباله روبهرو است و اگر از جانب نهادها و جامعه توجه خاصي به این موضوع نشود این امر بهمعناي هدر رفت منابع خواهد بود. اصطلاح طلاي كثيفی که در کتابها برای زباله و پسماند به کار برده میشود ما را به این سمت سوق میدهد تا در کشور بهگونهای برنامهریزی شود که به سمت بازیافت حرکت کنیم و اين تاكيدي است كه اكنون كنوانسيونها و سازمانهاي بينالمللي دنيا بر روی آن دارند. همچنین در جلسهاي كه ۴- ۳ ماه گذشته در کشوركنيا برگزار شد و در آن مسوولان محيط زيست كشورهاي مختلف دنيا حضور داشتند يكي از موضوعاتی که مورد تاکید قرار گرفت حرکت به سمت بازيافت بود. بيش از 80 درصد موادي كه عنوان پسماند و زباله را برای آنها بهكار ميبريم در كشور قابل بازيافت هستند و قابليت اين را دارند كه دوباره به چرخه توليد كشور بازگردانده شوند و اين فعالیت میتواند از نظر اقتصادي كمك بزرگي برای جامعه محسوب شود و از نظر زيستمحيطي اگر ما بتوانيم اين مواد را به چرخه مصرف بازگردانيم هم باعث آلودگي نميشود و هم منابع جديد حفظ خواهند شد و ما میتوانیم مدت طولانيتري از آنها بهرهبرداري كنيم و به همين علت نياز است كه ما به سمت بازیافت مواد حركت كنيم. با توجه به اینکه در كشور ظرفيتها بالاست اين ظرفیت را داريم كه در تمام زمينهها پسماندهاي انساني، صنعتي، كشاورزي و پزشكي برنامهريزي كنيم تا از این رهگذر بتوانيم به اهداف والای خود در بازیافت دست پیدا کنیم. اگر ما به سمت بازيافت با توجه به رشد جمعيتياي كه دنيا داشته حرکت نکنیم قطعا نميتوانيم جوابگوي نيازهاي افراد در سطح دنيا باشيم و اين جمله بدان معناست كه اگر براي بازيافت برنامهريزي نكنيم در آينده معضلات زيستمحيطي و گام برداشتن در مسیر نابودی کره زمین و بیکاری را شاهد خواهیم بود.ایجاد اشتغال از جمله مزايايي است که برنامهريزي در جهت بازيافت دارد و در کنار آن این صنعت به اقتصاد جامعه كمك ميكند. در حال حاضر پتانسيلها در داخل کشور موجود است. در اینجا این سوال مطرح میشود که آیا میتوانیم در امر بازیافت به نحو احسن برنامهريزي مناسبی داشته باشیم یا نه؟ و این سوالي است كه يك مقدار پاسخگويي به آن سخت است. البته سخت از اين نظر كه ما اکنون در صنعت قانون مديريت پسماند را داریم که مصوب هم شده است. اين قانون در زمان خودش جامع ديده شده و بر آن تاکید شده که مديريت پسماند با توليدكننده است. یعنی فردي كه فعاليت صنعتي و كشاورزي دارد بايد بر اساس آن پسماند تولیدی خود را مديريت كند و اینکه دقيقا سرنوشت اين پسماند چه ميشود و به كجا ميرود و آيا دفن ميشود به خود آنها بازمیگردد. اگر پسماندها را به چند دسته تقسيم كنيم ميتوان به پسماندهاي انساني اشاره كردكه عموما قابل تبديل به كمپوست شدن هستند. لذا وظیفه بازیافت و دفن پسماندهاي انساني در شهرها بهعهده وزارت كشور و در روستاها بهعهده دهياريها گذاشته شده است و به همين ترتيب بازیافت پسماندهاي پزشكي با وزارت بهداشت و درمان است. اكنون ضوابط حاکم بر پسماندهای پزشکی را که عموما هم در برخی از موارد قابل بازیافت هستند. مثل پلاستیکهایی که ظروف سرم در داخل آن است یا جلد سرنگها که قابل بازیافت هستند همچنین درصدی از این پسماندهای پزشکی هم مشابه پسماندهای خانگی است و تنها ۱۰ تا ۲۰ درصد از این پسماندها غیر قابل بازیافت هستند بر این اساس تعرفهای برای امحای آنها از سوی سازمان محیط زیست نوشته شده است. پسماندهاي كشاورزي هم عموما بسته به نوع فعالیت توليدكننده عمومي، خصوصي و غيرخصوصي در آن مديريت خواهد شد و ما در ماده 11 قانون محیط زیست بحثي را تحت عنوان ضوابط حاكم بر پسماندهاي ويژه و خطرناك داريم. در رابطه با پسماندهای کشاورزی به همینگونه آنهایی که قابل بازیافت نیستند و ما از آنها بهعنوان پسماندهای خطرناک و ویژه یادمیکشیم که ضوابط آن را تدوین و به کمیسیون زیربنایی فرستادهایم که در حال گذراندن مراحل تصویب شدن است. پسماندهای خطرناک کشاورزی عموما شامل پسماندهای سموم یا ظروفی که سموم در داخل آنها نگهداری و بعد این ظروف چه سرنوشتی را طی خواهد کرد میشود. همچنین اگر در زمینه ضایعات کشاورزی برنامهریزی نشود میتواند در گروه پسماندهای خطرناک قرار گیرد. متاسفانه یکی از رسوماتی که در کشور ما رواج پیدا کرده و به فرهنگ غلط تبدیل شده آتش زدن ضایعات کشاورزی بعد از برداشت از سوی کشاورزان است این عمل باعث میشود تا هم مواد عالی خاک از بین برود و هم باعث آلودگی هوا و محیط زیست میشود و این فعالیت غلط تولید گازهای گلخانهای را بههمراه خواهد داشت. با توجه به اینکه ایران عضو پروتکل کیوتو است و کنوانسیون آن را هم امضا کرده بر اساس آن باید جلوی آتش زدن ضایعات کشاورزی را بگیریم و در این راستا فعالیتی که سازمان محیط زیست انجام داده فرهنگسازی برای جلوگیری از آتش زدن ضایعات کشاورزی بوده که این مورد در ضوابطی که اخیرا به کمیسیون دولت برای تصویب ارائه دادهایم دیده شده است. در رابطه با پسماندهای صنعتی هم که در حال تدوین ضوابط آن هستیم.پس بر اساس موارد فوقالذکر میتوان نتیجه گرفت که ظرفیتهای فراوانی در کشور ما وجود دارد ولی باید در این جهت برنامهریزی شود تا به نحو احسن از آنها استفاده شود.در عین حال بسیاری از پسماندهای خانگی هم قابل بازیافت هستند و اکنون حرکتهای بسیار خوبی در این زمینه در داخل کشور شروع شده و شهرداریهای برخی از استانها قدمهای بسیار خوبی را برداشتهاند و از جانب سازمان محیط زیست مورد تشویق قرار گرفتهاند. که برای نمونه میتوان به سازمان بازیافت شهرداری مشهد که از بخش خصوصی در زمینه بازیافت کمک گرفته اشاره کرد. با توجه به اینکه این شهر زیارتی است و سالانه حدود سه میلیون زائر در آن رفتوآمد میکنند اگر برنامهریزی مناسبی برای پسماندهای انسانی دیگر ضایعات آن صورت نگیرد آلودگی تمام سطح شهر را احاطه خواهد کرد. قبلا جویهای محوطه حرم و خیابانهایی که به آن ختم میشد پر از ظروف پت، دوغ، نوشابه و... بود ولی اکنون با برنامهریزی که شهرداری مشهد انجام داده از بخش خصوصی کمک گرفته تا فرآیند بازیافت ظروف پت را انجام دهد با توجه به برنامهریزیهایی که از جانب شهرداری این شهر در مقوله بازیافت صورت گرفته شاهد خیابانهای تمیز و پاک هستیم و حاصل این فعالیت بستهبندیهای ظروف پت در قالب بستههای ۲۵ کیلویی است که در حال حاضر به کشور چین صادر میشود یا کاغذهای باطلهای که بههمراه زبالههای خانگی به محل دفن میبرند با توجه به اینکه در کنار آن کارخانه بازیافت کاغذ قرار دارد طی فرآیندی این کاغذها را به کارتن تبدیل میکنند و با این فعالیت مجددا به چرخه مصرف بازمیگردد.اگر در مقوله بازیافت زبالهها درست برنامهریزی شود هم به اقتصاد جامعه کمک میکند و هم از آلوده شدن محیط زیست و هدررفت منابع میتوان جلوگیری کرد. سازمان حفاظت محیط زیست یک نهاد نظارتی، حاکمیتی است و این بدان معناست که قانون مدیریت پسماند نظارت عالیه بر اجرای این قانون را به سازمان حفاظت محیط زیست واگذار کرده است. ما نقش نظارتی خود را باید به نحو مطلوب انجام دهیم ولی اینکه چه میزان میتوانیم تاثیرگذار باشیم به فعالیتهایمان بازمیگردد. چون در بسیاری از فعالیتها نیازمند کمک سازمانهایی که نقش اجرایی دارند هستیم و در بسیاری از موارد تذکراتی هم دادهایم ولی اگر در کنار فعالیت ما سازمانی که مسوولیت اجرایی دارد به ما کمک نکند نمیتوانیم به اهدافمان دست پیدا کنیم به همین علت برای اینکه سازمان موفق شود یکی از سیاستهایی که اکنون اتخاذ کرده سیاست تشویقی است و بر این اساس در همایشی که هر ساله برگزار میشود به واحدهایی که رعایت اصول زیست محیطی را انجام دهد لوح سبز تقدیم میشود. بر این اساس این گونه تشویقها هم میتواند بازخورد داخلی و هم جهانی داشته باشد و این امر باعث تشویق بهرهبردار میشود تا فعالیتهایش را دقیقتر انجام دهد و این فعالیت باعث میشود تا قسمتهای دیگر به این سمت سوق پیدا کنند. مشکلات زیاد است با توجه به اینکه مشکلات اجرایی بر سر راه ما قرار دارد ولی میتوان گفت که قانون مدیریت پسماند خوبی داریم البته ممکن است ضعفهایی هم داشته باشد ولی برای حل این مشکل نقطه نظرات وزارتخانههای مختلف را جویا شدهایم و در کنار این فعالیت اگر قانون مدیریت پسماند نیاز به اصلاحیه هم داشته باشد آن را اصلاح خواهیم کرد. ولی در بحث اجرایی ورود بخش خصوصی یکی از مشکلاتی است که با آن روبهرو هستیم. تاکنون اینگونه در میان عموم جامعه عرف بوده که بخش دولتی باید در زمینه بازیافت ورود پیدا کند لذا با توجه به تجربیاتی که در شهرهای مختلف داشتهایم و نشستهایی که برگزار کردهایم و در عین حال بحثهایی که در کمیته ملی پسماند مطرح شده در قانون مدیریت ملی پسماند کمیتهای تحت عنوان کمیته ملی استانی داریم که با حضور نمایندگان وزارتخانهها تشکیل میشود و همه موارد ذکر شده به نوعی به ورود بخش خصوصی در بازیافت تاکید میکنند که یکی از شهرها از جمله مشهد به این موضوع ورود پیدا کرد. بنابراین برای اینکه این فعالیت جنبه قانونی پیدا کند و شهرداریها و سازمانهای دولتی هم بتوانند این امر مهم را به بخش خصوصی واگذار کنند در این زمینه نظرات کارگروه استانها هم جویا شدهایم. در آینده یکی از مصوباتی که کمیته ملی پسماند خواهد داشت ورود بخش خصوصی به صنعت بازیافت خواهد بود که بعد از تصویب به تمامیدستگاهها ابلاغ میشود. در این خصوص بحث تصمیمگیری را میتوان یکی از مباحث مهم به شمار آورد که بر اساس آن اخیرا کمیسیون زیربنایی دولت اصلاحیهای داشت و در آن تاکید شد تا ریاست آن برعهده رئیس سازمان محیط زیست باشد. همچنین در داخل کشور انجمنی تحت عنوان سندیکای بازیافت داریم که این سندیکا در زمینه خودرو ورود پیدا کرده و در زمینههای دیگر بازیافت هم در حال ورود است. این سندیکا با یک سری مشکلات اجرایی روبهرو است که با مراجعه به ما مشکلات اجرایی را در روند کارشان مطرح میکردند. بهعنوان نمونه مسوول کارخانه بازیافت خودرو که در شهرک شمسآباد تهران قرار دارد به ما میگوید که من هزینههای گزافی را برای بازیافت خودرو متحمل شدهام و دستگاههایی را برای بهبود بخشیدن به کار به کشور وارد کردهام ولی خوراک اولیه به من داده نمیشود. من ظرفیت اسمی این را دارم که روزانه ۲۰۰ خودرو را اسقاط کنم ولی عملا شاهد هستم که روزانه ۱۰ خودرو هم به من نمیدهند و این عامل باعث میشود تا کارگرهایم را بازخرید کنم. در این راستا با توجه به مشکلاتی که با آن روبهرو بود مکاتباتی را با سازمان انجام داده است پس میتوان با توجه به مثال فوق اینگونه نتیجه گرفت که باید چرخهای صنعت بازیافت به نوعی با هم ارتباط منطقی داشته باشند تا این مشکلات ایجاد نشود. با توجه به اینکه سازمان حفاظت محیط زیست بر روند کار بازیافت خودروها نظارت دارد ولی بحث اجرایی خودروها به وزارت کشور و نیروی انتظامی واگذار شده است و این دو ارگان باید بهگونهای برنامهریزی کنند تا تقریبا افرادی که در بخش خصوصی برنامهریزی و سرمایهگذاری میکنند سرخورده نشوند و با جدیت و علاقه کار خود را دنبال کنند. ما امیدواریم با توجه به حمایتهای سازمانهایی نظیر محیط زیست که همیشه حامیکارخانههای بازیافت خودرو بودهاند و همچنین حمایتهایی که سایر بخشهای وزارتخانهها در بخش دولتی انجام خواهند داد این مشکلات مرتفع شود. در مجموع با توجه به حرکتی که شروع شده من افق صنعت بازیافت را روشن میبینم که حضور صنعت بازیافت را در آیندهای نزدیک بهصورت جدی در داخل کشور داشته باشیم. به عنوان شروع، بحث را از پديده haze يا همان ريزگرد عربي آغاز کنيم که از کشور عراق و کشورهاي ديگر وارد کشور ما شد و خسارتهايي را وارد کرد. در همين ارتباط طي ۵۰ – ۶۰ سال گذشته بحث توسعه در کشور ما مطرح بوده است اما به نظر ميرسد که توسعه را منهاي محيط زيست پياده کردهايم. نظر شما در اين باره چيست؟ مجابي: بخش صنعت يکي از جايگاههاي اصلي است که در روند توسعه مشکلاتي را ايجاد ميکند. بر اين اساس نگاه به محيط زيست و صنعت ميتواند از اهميت زيادي برخوردار باشد. در ابتدا به اين سوال بپردازيم که چرا بايد به توسعه پايدار توجه کرد؟ چه لزومي دارد که به توسعه پايدار پرداخته و چه مولفههايي دراين راه مطرح هستند و بعد به تحليل شرايطي در کشور بپردازيم و در آخر وضعيت منطقه را مورد بررسي قرار دهيم. دراين راستا براي توسعه پايدار بايد نگاهي به کشورهاي در حال توسعه و نيم نگاهي هم به کشورهاي توسعه يافته داشته باشيم تا شايد با استفاده از روشها و تجربيات آنها بتوانيم چالشها را مناسبتر مورد بحث و بررسي قرار دهيم. دررابطه با توسعه يک گستره وجود دارد که در يک طرف آن ميگويند همه چيز عالي است و وفور نعمت وجود دارد و اگر جمعيت زياد شود اشکالي ندارد. در نگاه مقابل، طبيعت گراها هستند که ميگويند اصلا هيچ اتفاقي نبايد بيفتد و همه چيز به صورت طبيعي بايد وجود داشته و همه کارها به صورت طبيعي پيش رود و در اين راستا هرچه دست به ترکيب بزنيم آن را خراب ترکردهايم. اما اگر ما بخواهيم يک نگاه منطقي و واقع بينانه به مبحث توسعه پايدار داشته باشيم در ابتدا بايد بدانيم که توسعه حق مسلم و طبيعي همه جوامع بشري است. دراين مسيري که ما توسعه را حق جوامع بشري ميدانيم بايد رفاه که يکي از مسائل مهم در ايجاد توسعه است، ايجاد شود. اما چه توسعهاي و چه رفاهي؟ توسعه بايد، توسعهاي باشد که مولفههاي آن مسير رسيدن به توسعه را به شکلي هدايت کند که منجر به توسعه پايدار شود و بقا و دوام را با خود به ارمغان بياورد و در اين راستا ما نبايد شاهد آن باشيم و براي رسيدن به شرايط مناسبتر هزينه کنيم. توسعه پايدار داراي تعاريف متعددي در جوامع مختلف است، از تعريفهاي بسيار پيچيده گرفته تا تعريفهاي بسيار ساده. بنابراين ارزش توسعه پايدار به اين است که هر کس در حيطه دانش خودش از آن بهرهاي ببرد. اما يک تعريف بسيار ساده از توسعه پايدار وجود دارد که عبارت است از: آينده را در امروز ديدن. براين اساس آنچه که اهميت دارد اين است که در همين تعبير بسيار ساده ما بايد به تعبيري به عدالت بين نسلي هم بپردازيم. بر اين اساس دفاع از حق و يا عدالت بحثي است که در فرهنگ ما نهادينه شده است. ما بايد بررسي کنيم که کشور ما با اين پيشينه تاريخي، فرهنگي و تعهدات ديني و مذهبي در چه جايگاهي قرار دارد. به اعتقاد من فرهنگ کشور ما به گونهاي است که به توسعه پايدار توجه ويژهاي دارد. مولفههاي متعددي در زمينه توسعه پايدار وجود دارد اما ميتوان آن را به سه دسته تقسيم کرد که عبارتند از: اقتصادي، اجتماعي و محيط زيست. تاريخ ايران باستان و فرهنگ ما نشان از آن دارد که به طبيعت و محيط زيست توجه بسيار زيادي داريم. به عنوان نمونه اگر به معبد آناهيتا برويد شاهد خواهيد بود که با آب چه برخوردي ميکنند و به عناصر اصلي حيات چه احترامي ميگذارند. هنگامي که وارد بحث اسلام ميشويم جايگاه احترام به محيط زيست روشن ميشود که يک نگاه عرفاني نسبت به اين موضوع وجود دارد. در اين زمينه رسول گرامي اسلام فرمودهاند: هر آنچه که وجود دارد ممکنالوجود است و وجودش را از واجبالوجود که خدا هست عاريت گرفته، بنابر اين هر موجودي نشاني از وجود دارد و چون نشان از وجود دارد هر موجودي نشاني از خدا دارد بر اساس اين تعريف با هر موجودي که ما مواجه ميشويم بايد به آن احترام گذاشته و حرمت آن را نگاه داريم چون نشان از خدايي دارد که معبود ماست. دراين رابطه سعدي ميفرمايد: به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست اما از جهت مديريت چه؟ از جهت مديريت رسول گرامي اسلام از مديريت جنگ بحث میکنند و می فرماید در جنگ شرايطي است که همه مسائل به کنار ميرود و در اين راستا فقط بايد به مقوله اصلي جنگ پرداخت. در غير جنگ قتل، آتش زدن و تخريب امکان ندارد اما در جنگ همه اين مسائل آزاد و با فرد متخاصم برخورد ميشود. ما در فرهنگ ايراني و اسلامي يک چنين نگاه دقيقي را به مسائل محيط زيست داريم و به عنوان يکي از معدود کشورهايي به شمار ميرويم که در قانون اساسي خود تعريف توسعه پايدار را داريم. بر اين اساس اصل ۵۰ قانون اساسي يک تعريف جامع از توسعه پايدار دارد که به صراحت ميگويد هر آنچه که در مسير توسعه منجربه تخريب و يا آلودگي غيرقابل جبران در محيط زيست شود ممنوع است. فدايي: نکات اساسي را مهندس مجابي در زمينه توسعه پايدار و نگاه جهاني به آن مطرح کردهاند. بهعنوان يک پيشفرض در مبحث توسعه پايدار اگر بخواهيم براي آن ضمانت اجرایي درنظر بگيريم بايد دو نکته را مد نظر داشته باشيم. اول اينکه چه چيزي ميتواند به بحث آمايش سرزمين و توسعه پايدار ضمانت اجرایي ببخشد؟ يعني اگر ما در ابتدا يک تعريف مشخصي از سرزمين نداشته باشيم و ندانيم در اين مجموعهاي که به عنوان جهان هستي در آن زندگي ميکنيم در چه جايي چه کاري را بايد انجام دهيم طبيعتا در راه توسعه و پايداري آن هم نميتوانيم گام برداريم. اگر بهطور کلي بحث آمايش سرزمين را در راستاي توسعه پررنگ ببينيم و برنامهريزي کنيم ميتوانيم نقش توسعه و در نگاهي کليتر نقش توسعه پايدار را تاثيرگذار ببينيم و هر چه را در جاي خودش قرار دهيم. آنچه که بيش از هر موردي جلب توجه ميکند اين است که ما بايد نسبت به هر مسالهاي يک برنامه داشته باشيم. مهندس مجابي اشاره فرمودند که در يک جامعه، هم توسعه ضرورت دارد و هم رفاه اجتماعي. بنابراين زماني که بحث جهان صنعتي و توسعه صنعتي ايجاد شد همه به دنبال حرکت در راستاي توسعه آن بودهاند اما متاسفانه اين توسعه دقيقا با يک روند بيبرنامه و باتخريب منابع شروع شده و ادامه يافته است. در مقابل گروهي که ميگفتند بايد بر سر راه توسعه قد علم کرد گروهي ديگر نيز وجود داشتند که خواستار جلوگيري از بهرهوري بيرويه منابع بودند و ميگفتند: افرادي به بهرهبرداري بيرويه و استفادههاي بيبرنامه از منابع شروع کردند و اين روند به تخريب بيش از حد جهان هستي منجر شد و تبعات آن را امروزه به شکل کاملا گسترده مشاهده ميکنيم. در اين مورد ميتوان بحث تخريب لايه ازن و يا گرماي شديدي که امروزه در تمام دنيا حاکم است اشاره کرد که اين موارد يکي از استفادههاي بيرويه از تخريب منابع به شمار ميرود. بنابراين ما بايد به عنوان يک پيشزمينه بحث آمايش سرزمين را جدي گرفته و با يک نگاه زيربنايي فعاليت کنيم تا از اين رهگذر بتوانيم در بخش توسعه پايدار برنامههاي مدون خودمان را تدوين و به اجرا بگذاريم. در اينجا اين سوال مطرح است که چه الگويي را بايد مبناي کارمان قرار دهيم تا بتوانيم توسعه را پايدار کنيم؟ بخصوص در زمينههاي اجتماعي من ميخواهم اشاره به يکي از آيات قرآن مجيد کنم که خداوند ميفرمايد: (کلوا و اشربوا و لا تسرفوا) هرچند که معناي ضمني اين آيه خطاب به دو موضوع خوردن و آشاميدن است ولي بسيار پر معناست و معاني اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي را در بر ميگيرد بر اساس اين آيه تعريف جامعي از توسعه پايدار در اسلام داريم که معناي آينده را در امروز ديدن از آن استنباط ميشود. اگر بخواهيم اين آيه را در زمينه توسعه پايدار مد نظر قرار دهيم مصداق جمله از همه چيز درحد نيازتان استفاده کنيد است. من باز هم تاکيد ميکنم که اگر به اين آيه توجه ويژه شود و در همه ابعاد جامعه بسط و توسعه پيدا کند نبايد نگران آينده باشيم و مجموعه منابعي که خداوند به ارمغان آورده اگر به صورت مناسب از آن استفاده شود تا ابد براي آيندگان نيز باقي خواهد ماند. همانگونه که گفته شد، توسعه پايدار داراي سه مولفه اقتصاد، اجتماع و محيط زيست است و من مولفه اخلاق را به اين موارد اضافه ميکنم که اين سه مولفه را تحت الشعاع خود قرار ميدهد و ضمانت اجرا در آن وجود دارد. بر اين اساس اگر مولفههاي اخلاقي را در زمينه بحثهاي توسعه در دستور کار خود قرار دهيم طبيعتا همه چيز را ميتواند تضمين کند. اکنون ما براي اينکه به توسعه پايدار برسيم بايد همه کنوانسيونها و مصوبات بينالمللي را که حد و مرز آن بحثهاي اخلاقي است، رعايت کنيم. يعني زماني که يک ابر قدرتي احساس کند که منافع اقتصادي، سياسي و اجتماعي آن در حال به خطرافتادن است توسعه را در دستور کار خود قرار ميدهد و تمام حريمها را ميشکند و به ناپايداري روي ميآورد. جنگ عراق، عربستان و همه جنگهايي که اتفاق افتاده، حکايت از آن دارد که اينها اصلا مباني اخلاقي را مد نظر قرار نميدهند به عنوان نمونه جنگ و تخريبي که در افغانستان ايجاد شده کل کره زمين را تحتالشعاع قرار ميدهد. بنابراين بحث اخلاق يکي از بحثهاي ريشهاي است که ميتواند تضمينکننده تمامي ارکان توسعه پايدار باشد. آقاي دکتر ما همه اين اصول را داريم. ولي در عمل بيشترين خسارتها را هم به محيط زيست ميزنيم نظير تالاب انزلي، درياچه پريشان، سازههاي آبي شوشتر که جزو ميراث جهاني به ثبت رسيدهاند حالا در اين زمينهچه بايد کرد. به نظرمن مباحث اخلاقي، ديني و اقتصادي خيلي خوب هم است ليکن جاي اين سوال باقي است که چرا کار اجرایي در اين زمينه نداريم؟ گشتاسب: اساسا امروزه اصطلاح توسعه پايدار در سراسر جهان به کار گرفته ميشود. ما در کليه وسايل ارتباط جمعي و مصاحبهها و سخنرانيها اين واژه را ميشنويم و کمتر جلسهاي در سطح بينالمللي برگزار ميشود که مبحث توسعه پايدار در دستور کارش نباشد. اما متاسفانه با وجود همه اين تفاسير شمار کمي از مردم مفهوم توسعه پايدار را درک ميکنند و حتي من ميتوانم بگويم تعداد کساني که راههاي دستيابي به توسعه پايدار را بدانند انگشت شمار هستند و اين واژه در مسائل زيست محيطي نوپاست و به همين سبب داراي مشکلات اساسي است. من ميخواهم اين را بگويم که توسعه پايدار يک واژهاي است که ريشه در علم اکولوژيک دارد و کاملا بر مبناي اصول علمي استوار است، يعني همانطور که شما در مسائل ترنوديناميک با يکسري قوانين پايدار ارتباط پيدا ميکنيد. توسعه پايدار هم همينگونه است و قوانين خاص خودش را دارد. آقاي فدايي به نکته خيلي مهمي اشاره کردند. اگر امروزه ما با مشکلاتي در سطح جامعه خود از بعد زيستمحيطي روبهرو هستيم، بايد بدانيم که اين مشکلات مختص کشور ما نيست و تقريبا در سراسر جهان به شکلي نامتجانس وجود دارند. بايد بدانيم که نگاه تصميمسازان و تصميمگيرندگان ما تا چه حد با اين سازگاري دارد و تا چه حد ما به الزامات آن در عمل اعتقاد داريم. ما پذيرفتيم که توسعه راهي ندارد جز اينکه در آخر راه پايداري آن را مشاهده کنيم و گرنه آن چيزي ميشود که اکنون ما کم و بيش با آن روبهرو هستيم ما بايد مفهوم توسعه پايدار را درک کنيم و در مکاني شهري نسازيم که براي پايداري شهر مناسب نيست و همچنين در جايي کشاورزي نکنيم که براي آن هيچ پتانسيلي را از نظر اکولوژيک و اجتماعي آن به همراه ندارد. اين مسائل اکولوژيک، اقتصادي و اجتماعي است که پايداري را به دنبال خود ميآورد و بر اين اساس نگاه يک سويه به هر کدام از اين موارد ما را به سمت ناپايداري خواهد برد. در برخي از موارد ما با اموري روبهرو ميشويم که يک طرحي مراحل پاياني خود را طي کرده و بعد متاسفانه زماني سازمان محيط زيست در جريان کار قرار ميگيرد که ديگر کاري نميتواند انجام دهد. شايد اغلب ناهنجاريهايي که با آن روبهرو هستيم به خاطر ناهماهنگي و نديدن محيط زيست در طرحها و برنامهها در همان ابتداي کار باشد. مگر در قانون تصويب نشده که اين مجوزها، مجوز محيط زيست است. گشتاسب: شما اگر برنامههاي توسعه دولت را ملاحظه بفرماييد، ميبينيم که يک فرآيند تکاملي را حداقل بعد از پيروزي انقلاب اسلامي پشت سر گذاشتهايم. اگر در اوايل نگاه ما نسبت به محيط زيست يک نگاه گذرا بوده، اما بعدا در اسناد برنامه ما به يک نگاه تکاملي رسيدهايم. که با يک برنامه يک در هزار شروع ميشود و به چند تبصره ميرسد. نگاه دولت هم اين است که هيچ فعاليت توسعهاي بدون امکانسنجي و مکانيابي نبايد صورت گيرد و اين شايد بيشتر در چارچوب همان سند طرح ميگنجد و در اجرا ميبينيم که فعاليت ها در قالب برنامه و با نگاه به آن حرکت نميکند. درست زماني ما با اين مسائل برخورد ميکنيم که بخش اعظمي از فعاليتهاي پروژهها حداقل در تخفيف ، تخصيص و يا اعتبار به پايان رسيده و بعد محيط زيست درگير با اين مسائل خواهد شد که بهدنبال آن تنشهاي خاص خودش را هم براي سازمان به همراه دارد و هم تنشهايي را ميان مردم و سازمان و همچنين دولت و سازمان ايجاد خواهد کرد. ولي به نظر من اين ناهماهنگي بيشتر ناشي از همين عدم هماهنگي در تعاريف و پروژهها و طرح هاست که بايد تعاريف دقيقتري در آنها صورت گيرد. اگر بخواهيم با سند برنامه پيش رويم و آن نگاهي که دولت به برنامههاي خودش دارد مسلما اولين مسالهاي که ميتواند ما را به سمت پايداري هدايت کند همان بحث آمايش سرزمين است. آمايش سرزمين هر چند يک علم جديد است و از دهه ۱۹۵۰ به بعد با اين واژه آشنا شدهايم ولي در اين ميان کشورهايي را ميبينيم که آمايش را مبنا براي حرکت دولت به سوي توسعه تعريف ميکنند. بنابراين ما هم براي اينکه يک محيط زيست پويا و پايدار داشته باشيم بايد يک نگاه آمايشي براي خود در نظر بگيريم که دکتر احمدينژاد بر همين مساله تاکيد داشتهاند. بنابراين اگر نگاه آمايشي در فعاليتهايمان نداشته باشيم ديگر شهر را بر روي تشکيلات شيت (سريسازي) نميسازيم و فونداسيون (پي) آن هيچ وقت محکم نخواهد شد و در عين حال بحث فاضلاب آن هيچوقت حل نخواهدشد همه اين مشکلات به خاطر اين است که فعاليتهاي ما بر مبناي قابليتها و اکولوژيک زمين برنامهريزي نميشود. ابوالقاسمي: من در اينجا ميخواهم بحث ديگري از توسعه پايدار را مطرح کنم که محيط زيست هم در آن باشد. هنگامي که بحث توسعه پيش ميآيد محيط زيست به کنار گذاشته ميشود. اگر بتوانيم بحث بهرهوري خردمندانه از سرزمين را جايگزين کنيم همهجا در رسانهها و بحثهاي توسعهاي جايگاه توسعه در دل بهرهوري خردمندانه ميآيد. در تعريف بحث آمايش سرزميني، صنعت و کشاورزي هر کدام جاي خودشان را دارند و در اين ميان بحث اقتصاد اجتماعي هم باز ميشود که دقيقا جايگاه هر کدام از اين بهرهبرداريها در سرزمين مشخص ميشود. *طالبي: سازمان محيط زيست در بسياري از جاها در انتخاب کارشناس اشتباه کرده است و به همين دليل براي بررسي اوليه نميتواند ابزار داشته باشد. در اين برهه از زمان بايد جهاني فکر و محلي عمل کرد. و اين شعار خوبي است ولي اصل قضيه برميگردد به اينکه ما اين را در ميان مردم بياوريم و در اين راستا زماني در توسعه پايدار موفق ميشويم که مردم در آن دخيل شوند. يک فرد دولتي يک مقدار نگران وضع آينده است ولي مردم اينگونه نيستند و به افرادي که نيستند ولي بايد از حقوق آنها دفاع شود فکر ميکنند. در آنها ديگر بحث رئيس و مرئوسي مطرح نيست. بنابراين تا زماني که مردم را در مسائل زيست محيطي دخيل نکنيم همين وضع را خواهيم داشت و دستوري عمل خواهيم کرد. در اين راستا بهترين راهحل دخيل کردن NGO و تشکلها و در عين حا ل بردن موضوع توسعه پايدار در روزنامههاست تا به اين صورت مردم در بحث توسعه پايدار وارد شوند. از لحاظ ديد کلي آگاهيرساني و آموزش جامعه بزرگترين اشکال ماست. مردم راجع به مسائل زيست محيطي حساس نيستند. اگر حساسيت ايجاد شود آن وقت ما به همه مسائلي که دوستان اشاره کردند خواهيم رسيد. مجابي: ما جايگاه والايي در مسائل زيرساختي داريم ولي در اين راه چه کارهاي اجرايي انجام دادهايم؟ اولين بحث در زمينه توسعه پايدار و چگونگي نگريستن به آن است. متاسفانه نگاه مناسبي در كشور به اين موضوع وجود ندارد لذا اولين گام، تصحيح نوع نگاه و جايگاه توسعه پايدار است. در اين راه بايد شناختي مناسب از آمايش و مديريت مسائل اکوسيستمیداشته باشيم. زماني كه توسعه و مسائل پيراموني آن در كشور مطرح شد و دستاندركاران در حال شکلگيري ساختارهاي ابتدايي آن بودند ما شاهد حرکت بسيار جدي بهمنظور افزايش توسعه پايدار در کشور بوديم. در اين راستا تلاشهاي متعددي صورت گرفت تا مسير حرکت مديريتي کشور بهجايي برسد که نگاه كلي و جامعي به توسعه پايدار بهوجود بيايد. بايد براي تحليل برنامههاي ميانمدت کشور اين موضوع را مورد بررسي قرار دهيم. تاكنون چهار برنامه پنجساله تدوين کردهايم. در برنامه پنجساله اول محيط زيست اصلا مطرح نبود، در برنامه دوم باز هم در مورد محيط زيست موضوع و دستورالعملي نداشتيم، اما در برنامه سوم يک فصل به نام محيط زيست مطرح و در آن ارزيابيهاي كارشناسانه مورد توجه قرار گرفت. در برنامه چهارم، يک بخش كامل در زمينه محيط زيست تدوين شده بود. متاسفانه اکنون در برنامه پنجم هيچ جايگاهي در رابطه با محيط زيست ديده نشده است و تنها به مساله هوا و آب آشاميدني توجه شده که در اين ميان آب اصلا به محيط زيست ارتباطي ندارد. با توجه به روند برنامهها ميتوان گفت که در زمينه توسعه پايدار يک حرکت سينوسي اتفاق افتاده است. طي اين سالها تمام تلاش ما اين بوده كه از اين روند به سلامت خارج شويم و به قعر آن نرويم. با توجه به تاكيد رهبر معظم انقلاب به توسعه پايدار و مسائل زيستمحيطي كه پيرامون سند چشمانداز 20ساله فرمودهاند: «کشور طي اين مدت بايد به محيط زيست سالمی برسد» به اهميت اين موضوع و توجه ويژه رهبري و مردم پي ميبريم. رسيدن به اهداف در سند چشمانداز در برنامههاي ميانمدت خودنمايي ميكند و اين در حالي است که اثر اين برنامهها بايد خود را در بودجههاي سنواتي نشان دهد. به نظر من تصحيح نگاه نسبت به مسائل محيط زيست مهمترين اصلي است که بايد به آن پرداخته شود. دولتها همواره با نگاه اقتصادي بهدنبال توسعه هستند بنابراين مردم بايد نسبت به مسائل محيط زيست حساس باشند و از حقوق محيط زيست خودشان دفاع کنند. نکته بسيار مهم ديگر در رابطه با قانون است. قانون اساسي تعريف بسيار زيبايي در رابطه با توسعه پايدار دارد اما بايد ديد که چه ميزان از اين قوانين اجرايي ميشوند. شما فکر میکنيد كه در جامعه با كمبود قوانين در راستاي توسعه پايدار مواجه هستيم؟ خير، اينگونه نيست بلكه قوانين بسياری در مورد مسائل گوناگون و البته مرتبط با محيط زيست در كشور تدوين شده است. در قانون برنامه چهارم تاكيد بر ارزشگذاري اقتصادي بود. در اين زمينه اقدامات خوب و مناسبي توسط متوليان صورت گرفته است اما اثر آن روي محيط زيست ما به کجا رسيده يا در برنامه چهارم گفته شده که ميزان مناطق مورد مديريت سازمان محيط زيست بايد به استانداردهاي جهاني نزديک شود. متاسفانه در کل چهار سال گذشته شورايعالي محيط زيست فقط يک جلسه تشکيل داده است. از طرفي اختيارات آن به کميسيون زيربنايي تفويض اختيار شده؛ بايد ديد که تا چه حد قانون در اين مرحله اجرايي شده است. اين نمونه كوچك مشخص ميکند که ما قوانين متعدد و مناسبي داريم اما اين که چرا اجرا نميشود جاي بحث دارد. بنابر اين ما شاهد آن هستيم که اگر هم قانون وجود دارد اما چون راهكار اجرايي آن ديده نشده است اين قوانين به جايي نميرسد به اين دليل که متاسفانه برنامهها مورد توجه ما نيست و در عين حال مديريت سيستمیمناسبي نداريم. با وجود اين دست مشكلات بايد بهدنبال راهکار مناسب بود که در قانون برنامه چهارم به آن پرداخته شده است. زماني که از محيط زيست صحبت ميکنيم به همان بحث بهرهبرداري خردمندانه و مناسب ميرسيم. در اينجا اين سوال مطرح است که اين بهرهبرداري خردمندانه و مناسب از كجا شروع شده است؟ در پاسخ بايد گفت، در راه رسيدن به اين بحث بايد با بهرهبرداري کمتر، توليد بيشتر داشته باشيم. بر اين اساس متوليان و دستاندركاران امر محيط زيست يک نکته به آن اضافه کردند و گفتهاند هر فرآيند توليد يک برداشت از منابع و يک خروجي دارد. برداشت از منابع تخريب ايجاد ميکند و در زمان خروجي نيز با آلودگي همراه است و در اين راه بايد بهرهوري سبز مورد توجه قرار گرفته تا ميزان تخريب و آلودگيها کمتر باشد. در قانون برنامه چهارم با تاكيد بر ارزشگذاري اقتصادي كه يکي از بحثهاي محوري کار مهندس فدايي است بايد برآورد آلودگيها را ارزشگذاري اقتصادي کرد. بهعنوان نمونه ميتوان به انزلي اشاره کرد: من يک بار تاريخ محيط زيست انزلي را مرور ميكنم که اصلا انزلي چه بود و چه بر آن گذشته است. دعواي انزلي از سال۷۷ شروع شد. وزارت راه خواستار عبور جاده از تالاب انزلي شد که مسوولان محيط زيست از همان ابتدا جلوي اين کار را گرفتند. بر اساس مذاکرات صورت گرفته اين جريان فيصله پيدا كرد تا اين که ديگر بار در سال ۸۷ همان طرحي که وزارت راه در گذشته در رابطه با اين تالاب در نظر داشت دوباره تصويب شد. يعني از سال ۷۷ تا سال ۸۷ بعد از طي يک پروسه ۱۰ساله دوباره به همان جاي اول خود رسيد و اين همان سينوسي است که در برنامههاي ديگر نيز اتفاق افتاده است. با نگاه به اين اتفاق در مييابيم براي حل معضلات اين چنيني قوانين و نگاه ديني و مذهبي و نگاه فرهنگي ما درجاي خود به مباحث محيط زيست گوشه چشمیداشتهاند. اما با كمبود مديريت يکپارچه و تفکر سيستمیدرکشور مواجه هستيم. هر کس با نگاهي به بخش خود عمل ميکند. يعني وزارت صنايع، وزارت کشاورزي، وزارت نيرو و ديگر وزارتخانهها با آگاهي به مشكلات خود بهدنبال راهحل هستند اما در راستای حل معضلات خود هيچ توجهي به مسائل زيست محيطي ندارند. در حال حاظر در مجلس طرحي مطرح شده که در آن ساختار دستگاههاي دولتي با توجه به مسائل و چشماندازهاي محيط زيست ترسيم ميشود. سازمان حفاظت از محيط زيست بهعنوان يک رکن اصلی قانون اساسي و بهعنوان يک اهرمیکه جلوي دولت را در آسيبرساني به محيط زندگي و طبيعي ميگيرد در داخل وزارتخانه جهاد كشاورزي ادغام ميشود که خود روي محيط زيست اثرگذار است. عمدهترين نگراني من اين است که ما در نظام توسعه پايدار روندي سينوسي را طي ميكنيم. اما براي حل اين مشکل چه بايد کرد؟ نکته اصلي و اساسي اين است که ما بايد در بحثهاي سياستگذاري ورود کنيم. بايد مسوولان و دستاندركاران و صاحبنظران زيستمحيطي به توليد انديشه و برنامه در اين راستا بپردازند و محصول خود را بهوسيله رسانه به آگاهي مردم رسانده تا ايشان را به اين موضوع حساس كنند. در گام بعد اين تفكرات شكلي سيستمیبه خود گرفته و در قالب برنامه پنجم توسعه تدوين شود. اين وظيفه رسانه و اطلاعرساني از جانب آنهاست. اگر هم در اين راه کمکاري صورت گيرد و برنامه پنجم و ششم و بعديها بدون توجه به محيط زيست تصويب شوند، شاهد تخريب بيش از پيش محيط زيست خواهيم بود و روزي بايد جوابگوي سياستهاي نادرست خود باشيم. بهعنوان نمونه شهر تهران با ۶۶۳ کيلومتر مربع مساحت که طولانيترين مسير غرب به شرق آن ۵۳ کيلومتر و طولانيترين مسير شمال به جنوب آن ۲۳ کيلومتر است و بر اساس آخرين سرشماري ۷/۵ ميليون نفر در آن ساکن هستند با مشكلات عديده زيستمحيطي روبهرو است. اکنون بحث محيط زيست بهعنوان چالشهاي جدي مديريتي شهر تهران مورد توجه است. اگر بخواهيم اولين چالش در محيط زيست شهر تهران را مطرح کنيم به آلودگي هوا و بعد آلودگي آب و خاک ميرسيم. مديريت سليقهاي به هيچوجه تفکر را در آينده ديدن نيست. در شهر تهران که داراي آلودگي هواست، مهمترين عامل آلودگي وسايل نقليه يا منابع آلاينده متحرک با ۸۰ درصد آلودگي هستند. بيش از سه ميليون و ۳۰۰ هزار خودرو در تهران در حال حركت هستند. بيش از دو ميليون و ۲۰۰ هزار موتوسيکلت و بيش از ۱۵/۵ ميليون سفر روز در تهران داريم که کم تر از ۳۰ در صد آن توسط وسايل نقليه عمومیاثرگذار و مابقي آن همچون تاکسي و مينيبوس كه وسايل نقليه اثرگذار نيستند بهوجود ميآيد. بهخاطر عدمتعامل شهرداري و دولت کميته آلودگي هوايي که بايد مسايل را بررسي کنند تشکيل نميشود. اخيرا پديدهاي بر اثر گرد و غبار اتفاق افتاده که نميتوان عنوان پديدهhaze را براي آن بکار برد بلکه اين پديده غبار محلي است که بهصورت ورود ذرات گرد و غبار و معلق ديده ميشود که از چند هزارم ميکرون تا چند ميکرون را در بر ميگيرد. آلودگي شهر تهران بر پايه منوکسيدکربن و ذرات معلق در هوا استوار است. چند درصد از مصوبات آلودگي هوا در کميته کاهش آلودگي هوا اجرايي شده؟ پيشبيني من اين است که متاسفانه آلودگي هوا بيشتر از سال گذشته باشد ما در بحث اقتصادي، اقتصادسنجي را داريم که در آن شرايط را مشخص و بر مبناي آن آينده را برنامهريزي ميکنيم. اکنون واقعا با اتفاقاتي که افتاده كارشناسان پيشبيني ميكنند در سال ۸۸ وضع ما وخيمتر خواهد بود. برنامههاي متعددي در زمينه محيط زيست وجود دارد اما کسي آن را اجرا نميکند. بنابراين به اعتقاد من بايد عزم ملي براي تامين و حفظ محيط زيست سالم ايجاد شود. با افزايش آگاهيهاي جامعه به مسائل محيط زيست بسياري مشكلات حل خواهد شد. در زمينه آگاهيرساني به جامعه در رابطه با توسعه پايدار چه اقداماتي صورت گرفته و مردم تا چه حد با سياستهاي محيط زيست همسو بودهاند؟ فدايي: در اين رابطه بايد به حركت سينوسي در زمينه اقدامات و مصوبات محيط زيست اشاره كنم. در اين راه بايد چه فعاليتهايي انجام داد تا حركتهاي سينوسي ايجاد نشود. شايد در ميان راه خطر در آنجا باشد كه خط انتهاي حركت سينوسي باز پايينتر و افق ديد بلندمدت كاهش يابد. بنابراين شعار روزنامه شما كه «دانايي، توانايي است» اشاره به همين حركتها داشته و مصداق شعر «توانا بود هر كه دانا بود»است. لذا براي بسط و گسترش مباني توسعه پايدار بايد در روزنامهها و صدا و سيما اطلاعرساني صورت گيرد و در عين حال نشستهاي خبري توسعه پايدار الزامیاست تا از اين رهگذر بتوانیم معنا و مفهوم توسعه پايدار را در جامعه نهادينه كنيم تا جايگاه واقعي خود را بيابد. همچنين بايد توسعه پايدار و محيط زيست را در قالب همايشها و سمینارهاي علمی با حضور مسوولان برگزار كنيم تا هم آنها نسبت به موضوع، آگاهيهاي لازم را بهدست آورند و هم نخبگان جامعه در اين رابطه به تحقيق دست بزنند. زماني كه آگاهي در رابطه با توسعه پايدار و مسائل مربوطه در سطح اجتماع و نخبگان و مسوولان بالا رود، ديگر تصميماتي هم كه از قبل گرفته شده است، قابل توجه نخواهد بود و همه با هم به سمت راهحلهاي بهتر و علمیتر از امروز خواهيم شتافت و تا زماني كه نگاه ما نسبت به محيط زيست پيش پا افتاده و دست چندم باشد، همين بحثها ادامه خواهد داشت. اگر هم قوانين و برنامههاي مربوط به محيط زيست تدوين و در برنامه پنجم و ششم هم اصلاح شود، چه كسي میخواهد آن را اجرا كند؟ در اين مورد دوستان اشاره كردند كه ما قانون بسيار داريم، اما آن كسي كه ميخواهد قانون را اجرا كند، آيا اعتقادي به همان اجراي قانون دارد؟! تعهد و شناخت نسبت به لزوم اجرايي شدن اين موازين به تغيير همان نگاهها برميگردد. بنابراين تاكيد من بر امر آموزش است. داناييمحور بودن يك جامعه راه نجات و پيشرفت آن نيز هست. تا زماني كه دانا نباشيم، توانا نيستيم. به اعتقاد من اين دانايي بايد فراگير شود، يعني هم در سطح ارشد و هم در سطوح ديگر بايد شناخت و توجه به محيط زيست بالا رفته و حساسيت نسبت به اين موضوع حياتي كاربردي صورت گيرد. اين بحث را در سال گذشته تا حدودي اجرايي كرديم و نتايج آن را هم امروز مورد بررسي قرار ميدهيم. نقصهایي در اين ميان وجود دارد، اما هر چه اين ارتباط مستمرتر با مردم برقرار شود، مسير هموارتري را پيشرو خواهيم داشت. متاسفانه آموزش در رابطه با محيط زيست و توسعه پايدار در كشور تا به حال صورت نگرفته است و اين كار ما را بهعنوان آغازگران اين مسير بسيار دشوار ميكند، اما هر موفقيتي از يك جاي ساده اما سخت شروع ميشود و ما خواهان موفقيت در راه توسعه پايدار هستيم. اغلب به بحث آموزش بهعنوان منبع هزينهساز نگريسته ميشود. اگر بهعنوان يك راهكار اساسي به آن توجه داشته باشيم حتما نتايج مطلوبي را شاهد خواهيم بود. كشورهاي توسعهيافته آموزش را بهعنوان يك سرمايه پاپدار مورد توجه خود قرار ميدهند. لذا براساس آموزش، دانايي فرد بالا رفته و به توانايي دست پيدا ميكند. پس در آموزش بايد بهعنوان اصل اساسي و ركن مهم جامعه ورود پيدا كرد كه اولين گام آن بهرهگيري از قدرت رسانههاست كه بايد موجي از اطلاعرساني در آن ايجاد شود كه در كنار اين موج، مسوولان به اين قضيه توجه ميكنند و زمينههايي را براي حساس شدن عموم مردم در جهت كسب اطلاعات بيشتر در خصوص توسعه پايدار فراهم ميكنند كه در اين راه مردم با توجه به اطلاعرساني صورت گرفته در خصوص توسعه پايدار درمییابند عدمتوجه آنها مشكلات زيستمحيطي و اثرات زيانباري بههمراه ميآورد. زمانيکه مردم به محيط زيست توجه کنند وارد عمل ميشوند و سوال ميکنند و خود به خود خيلي چيزها تغيير پيدا ميکند. شوراي محيط زيست ظرف مدت شش ماه بايد سند توسعه راهبردي بخش خود را تهيه ميكرد. محيط زيست در اين زمينه چه اقدامیانجام داده است؟ اکنون كه در آستانه اتمام برنامه چهارم هستيم آيا آن سند راهبردي توسعهاي بخش محيط زيست تهيه شده است که بتوان از آن بهعنوان سندي براي تدوين برنامه پنجم استفاده كرد؟ ابوالقاسمي: اين مقوله کاملا ديده شده، ولي سازمان محيط زيست نتوانسته آن را انجام دهد. فدایی: بند الف ماده ۶۴ ابوالقاسمي: اولين گام در راستاي تدوين اين سند ايجاد انگيزه در ميان مردم توسط سازمان محيط زيست استان تهران برداشته شد كه به مقوله اطلاعرساني در اين رابطه پرداختند و در اين راه با تعامل وزارت صنايع و معادن اقداماتي در رابطه با تدوين برنامه پنجم صورت گرفته است. كمتر از يك ماه است که رئيس سازمان محيط زيست استان تهران رسما اين حرکت را آغاز كرده و براي رسيدن به هدف خود از سازمان محيط زيست کمک گرفته، اما متاسفانه در اين راه از حمايت سازمان محيط زيست به علت نداشتن برنامهاي در اين زمينه بينصيب ماند. لذا از رئيس سازمان محيط زيست (خانم فاطمه واعظ جوادي) بهصورت غيرمستقيم كمك گرفتيم و خودمان براي اطلاعرساني، برنامه تدوين کردهايم كه تا چند روز آينده وارد برنامه ميشويم تا از اين رهگذر حداقل خوراک را براي سازمان تهيه کنيم. از گفتههاي شما برميآيد كه کمکاري از رسانه است، اما رسانه يك ابزار است. آيا شما برنامه و منابع لازم را توليد يا شناسايي كردهايد؟ فدايي: مقولهاي كه به آن اشاره شد بحث تهيه محتواي لازم براي رسانه ملي و در عين حال دستگاههاي مرتبط است كه طي 4-3 سال گذشته در کميسيون بند الف ماده ۶۴ تمام دستگاهها و وزارتخانهها در آن عضويت پيدا كردند. صدا و سيما هم به عضويت آن کمیسيون در آمده است و بر اين اساس برنامه جامع آن تدوين و تهيه شده و به همه وزارتخانهها ابلاغ گرديده است. در اين راستا بحث بر سر اجراي آن است كه بايد اين وظيفه را صدا و سيما جهت اطلاعرساني بر عهده بگيرد و خودش را نسبت به اين قانون ملزم بداند تا بر اساس بند الف ماده 64 تمامی بخشهايي كه از جانب وزارتخانههاي ديگر صورت ميگيرد بهصورت رايگان انجام شود، ولي متاسفانه تاكنون چنين اتفاقي نيفتاده است. ابوالقاسمي: در برنامه پنجم اين ماده بايد در نظر گرفته و ارائه شود. اگر ما اين برنامه را نداشته باشيم و مواد قانون برنامه چهارم هم قابل تفويض نباشد، بند الف ماده 64 جايگاهي نخواهد داشت. فدايي: من نميخواهم رسانهها را نقد کنم بلكه سعي در تحريك آنها دارم تا براي اطلاعرساني در آنها ايجاد انگيزه کنم تا به اين مقوله بيشتر در سطح مديران و عموم جامعه بپردازند. شاهد مثال من همان بحث کارگاههاي توانمندسازي سال گذشته است که توسط سازمان محيطزيست برگزار شد و اگر برگزاري چنين كارگاههايي امسال نيز در دستور كار قرار گيرد و محقق شود ميتوانيم به پيشرفت و رو به جلو رفتن اميد داشته باشيم، اما اگر اين دانايي محور بودن از جامعه ما حذف شود مسائل پيراموني فراواني را در پي خواهد داشت. ارتباط ارزشگذاري اقتصادي و محيط زيست در توسعه پايدار چيست؟ بعد از آموزش، گام دوم ارزشگذاري اقتصادي است كه ممكن است از آن تعبير نادرستي شود. زماني که ما ميگوييم «هزينه- فايده»، مفهوم آن اين نيست که ما ميخواهيم منابع خود را به حراج بگذاريم. متاسفانه برخي از دستگاهها تصورشان اين است که اگر ما بخواهيم منبعي را ارزشگذاري اقتصادي کنيم، پس ميتوانيم آن منبع را با پول بخريم و تبدليش کنيم. بهعنوان نمونه ما درياچه اروميه را ارزشگذاري اقتصادي ميكنيم و امکان اينکه ما آن را به يک فرد يا يک سازمان بفروشيم نيست يا در مثال ديگر ارزشگذاري اقتصادي ايران چه ميزان است؟ طالبي: شما از ديد ديگري به اين قضيه نگاه ميکنيد همين درياچه اروميه از ديد اکوتوريسمیقابل ارزشگذاري است. فدايي: من توجه به نگاه جامعه را مدنظر دارم. وقتي که ارزش اقتصادي یک انسان را محاسبه ميکنند، ميشود ۲۰۰ ميليون تومان آيا ميتوانيم به وراث يک نفر اين مقدار را بدهيم و جان آن را بگيريم. طالبي: الان جنگلهاي شمال را به ازاي دو ميليارد تومان به حراج گذاشتهاند. فدايي: هنگامیكه علم اقتصاد محيط زيست در جامعه جايگاه خود را يافت، ميتوان از آن بهعنوان يک ابزار در جهت حفظ محيط زيست بهره گرفت. اين يعني چه؟ يعني ما از ابزار در جهت رسيدن به حفظ محيطزيست استفاده کنيم تا محيطزيست را حفظ کنيم. لذا تمام سطوح جامعه چه در سطح مديران و چه اقشار مختلف جامعه بايد به آن توجه داشته باشند که اقتصاد محيط زيست منابع را براي فروش ارزشگذاري نميكند و اين تفكر كاملا غلط است. مجابي: آنچه که من بهعنوان ارزشگذاري اقتصادي میشناسم دقيقا ابزاري است براي اينکه يک پروژه انجام بشود يا نشود. يک درخت بهعنوان يك كنده چوب از جهاتي همچون مترمکعب چوب و قيمت آن ارزشگذاري ميشود. اين يك ديدگاه اقتصادي عادي و روشن است، اما يک درخت در يک مكان مسطح که داراي شرايط فرسايش خاکي هم است ديگر يك كنده معمولي نيست، بلكه ارزش اکولوژيک پيدا میكند. حال اين درخت را در جاده اسالم به خلخال و شيبهاي بالاي ۴۰ درصد روي سنگ بستري که تنها ۱۰ سانتيمتر روي آن خاک قرار گرفته است در نظر بگيريد، آن درخت و آن محل ارزشي ديگر دارد و ارزش اقتصادي چيز ديگري است. بر اساس تکليف و قانون اساسي قانونگذار، دولت و سازمان محيط زيست بايد ارزش منابع و همچنين ميزان تخريب و ميزان آلودگي را مشخص كنند و آن را در حسابهاي اقتصادي قرار دهند تا به عنوان نمونه اگر وزارت راه خواست از وسط تالاب انزلي جادهسازي كند وگفت كه n ميليارد تومان هزينه آن ميشود، در تلاش براي تخريب نكردن آن بايد ارزشگذاري اقتصادي را مورد توجه قرار داد تا بدين طريق از روند تخريب در اين تالاب جلوگيري شود. مهمترين وظيفه يك مدير که در نظام مديريت انجام ميگيرد، تصميمگيري است. زماني كه شما ميگوييد اين جادهاي که در حال احداث است، تخريبي معادل با ۵۰۰ ميليارد تومان به محيط زيست تحميل ميكند و اگر شما آن را از مسير ديگري حرکت دهيد، ميزان اين هزينه با ۱۰ ميليارد تومان كاهش روبهرو خواهد شد، قطعا اين ۵۰۰ ميليارد تومان ضرر غيرمنطقي خواهد بود و مسوولان با توجه به اين كاهش هزينه، راهكار مناسب را انتخاب خواهند كرد. بر اين اساس به اعتقاد من بايد به نظام مديريتي موجود ثابت کنيم که از بالاي قله دماوند نبايد جاده عبور كند. لذا ميتوان گفت كه ما در اقتصاد محيط زيست و توسعه پايدار به بحرانيترين مسير كه همان دوبارهكاري است رسيدهايم. طالبي: البته اين دوبارهكاريها اغلب پيش ميآيد و بايد جلوي آن را بگيريم و اين با تعامل ميان دستگاهها و برنامهريزي صحيح امكانپذير است. شايد محيط زيست و توسعه پايدار در سرفصل اصلاحات قرار دارد و ما بايد آن را بهعنوان يك الگو در سطح مديريتي مطرح كنيم. تا زمانيكه ما در محيط زيست و توسعه پايدار ساختار زيربنايي نداشته باشيم همچنان مديریت ما مقطعي خواهد بود. گشتاسب: تمام تلاش ما در توسعه پايدار اين است كه محيط زيست به مخاطره نيفتد و براي رسيدن به اين هدف نيازمند تغييرات عظيمیچه در سطح ملي و چه فراملي در اقتصاد جهان هستيم كه بايد تلاش كنيم تا به اين مرحله و تصويب آن برسيم. لذا بايد ديد كه براي كاهش خسارت به محيط زيست چه منابعي بايد توليد و به چه صورتي ارائه شود؟ بر اين اساس بايد تغييراتي بهوجود آورد كه يكي از آنها ميتواند تغيير نگرش انسان به طبيعت باشد؛ توانستهايم تا حدودي به توسعه پايدار دست پيدا كنيم. اگر در تدوين برنامه پنجم توسعه در خصوص توسعه پايدار تدبيري اندیشيده نشود ما همچنان تخريب محيط زيست را شاهد خواهيم بود. لذا بايد در اين زمينه اقداماتي صورت پذيرد و قوانيني تصويب شود تا به پايداري در محيط زيست دست پيدا كنيم. علت اينكه واقعا محيط زيست به اين مرحله رسيده چيست؟ گشتاسب: بهنظر من تفکر بخشی نگر در کشور حاکم است و هر بخشي به خودش و به وظايف خودش نگاه ميکند و ديگر بخشها را ناديده ميگيرد. برخي از بخشها در اين تفکر قويتر بودهاند و برخي ديگر نظير محيط زيست خيلي ضعيف عمل كردهاند و به همان منحني سينوسياي كه مهندس مجابي به آن اشاره كردند، يك سير نزولي را طي خواهيم كرد. اگر بخواهيد سطوح مديريتي سازمان محيط زيست را از قبل از انقلاب ارزيابي كنيد واقعا يك منحني سينوسي دارد كه روبه نزول است. در سال ۶8-67 سازمان برنامه گزارشي مبني بر اينكه سازمان محيط زيست در سال 1380 با ريزش كارشناس روبهرو ميشود، ارائه کرد و به تمام دستگاهها ابلاغ شد. اگر امروز سازمان محيط زيست را ضعيف ميبينيم بدين دليل است كه مسوولان قبلي به اين نکته ظريف خيلي توجه نكردهاند. بنابر اين با روندي که پيش ميرويم دستيابي به اهداف توسعه پايدار خيلي مشکل خواهد شد. اگر اين سوال را از خود داشته باشيد كه چه بخشي از صنايع به پايداري خواهد رسيد؟ بايد بگويم كه در درجه اول صنعتي كه از لحاظ اكولوژيك پايدار و از نظر اجتماعي يك صنعت قابل اعتماد باشد و در كنار طي كردن اين مراحل اصول آمايش سرزميني را رعايت كند و در عين حال صنعتي که بتواند راندمان توليد خود را در بخش صنعتي با ملموس کردن توليد محصولات پاک و محصولاتي که مسائل اکولوژيک را رعايت کردهاند بالا ببرد به پايداري خواهد رسيد. مجابي: اعتقاد من براين است که نگاه دولت بايد محيط زيستي باشد. در این صورت هرکس که در مجموعه محيط زيست قرار بگيرد تفاوت چنداني نخواهد کرد. در مساله تثبيت مديريت يکي از مهمترين کارهايي که بايد در توسعه پايدار باشد آموزش است؛ بهعنوان مثال در يک دوره چهار ساله شش بار معاونت آموزشي سازمان محيط زيست تغيير کرد و اين در حالي است كه هيچ کدام از اين افراد کارمند محيط زيست نبودند و از اين شش نفر فقط يک نفر کارمند سازمان بوده است. ابوالقاسمي: من فکر ميکنم در بحث مديريت سازمان حساس کردن ديدگاههاي مسوولان رده بالا كه در راس آن قوه مجريه، قوه مقننه و قوه قضائيه قرار دارند و همچنين حساس کردن جامعه ميتواند ما را از اين بحران كه آسيبرساندن به محيط زيست است رها سازد تا از اين رهگذر به توسعه دست پيدا كنيم. محیط زیست میراث گذشتگان نیست امانت آیندگان است آنرا پاس بداریم دستيابي به توسعه پايدار در گرو درك و بكارگيري اين مفهوم است كه تمام آينده ما بعنوان يک فرد از جامعه انساني، يك خانواده،يك جامعه ،يك ملت و يك زمين در ارتباط های متقابل بين انسانها و بين انسان و محيط زيست خلاصه شده است. عليرغم اينكه مفهوم توسعه پايدار در نگاه اول كمي چالش برانگيز است ولي با راهكارهاي ساده و عملي به آساني قابل پياده سازي است. توسعه پايدار موضوعي نيست كه تنها توسط فعاليتهاي بخش دولتي قابل دستيابي باشد.در كشورهايي كه چنين موضوعي در دستور كار قرار دارد ،مردم تشويق به همكاري مي شوند با اين نگرش كه، هر يك از ما عامل تغيير هستيم و مي توانيم منشاء همان تغييري باشيم كه دوست داريم در محيط اطرافمان ببينيم. تغيير در فعاليتهاي روزانه مردم كليد طلايي ايجاد دنيايي پايدارتر است.زندگي همراه با رفتارهاي دوستدار محيط زيست آسانتر از آن است كه بسياري از مردم مي انديشند فقط قدري آگاهي و دقت لازم است. پايداري به زبان ساده يعني تغيير در نحوه زندگي در جهت كسب اطمينان از اينكه براي فرزندانمان و فرزندان فرزندانمان دنيايي را به ميراث باقي مي گذاريم كه خودمان مي خواهيم در آن زندگي كنيم. هر يك از ما چه مي تواند در جهت توسعه پايدار انجام دهد؟ مواد زائد: مي توانيم ميزان زباله را با عدم استفاده از كيسه ها و بسته بنديها در فروشگاهها كاهش دهيم. مي توانيم اين سوال را از خود بپرسيم؟آيا فرد ديگري مي تواند از اين كالا استفاده كند؟ براي مثال مي توان اجناسي را كه مورد نيازمان نيست به بنگاه هاي خيريه تحويل دهيم. مي توانيم هنگام خريد از سوپرماركت كيسه شخصي را با خود براي حمل كالاهاي خريداري شده، همراه ببريم. مي توانيم در محل زندگي» فردي را جهت تعمير وسايل الكتريكي بيابيم. مي توانيم با توليد كمپوست از مواد آلي خانگي و جداسازيهاي بطريها و قوطي هاي كنسرو و كاغذ ،بازيافت را از محل توليد آغاز نمائيم. حمل و نقل مي توانيم پياده يا با دوچرخه به محل خريد برويم يا كمتر از ماشين شخصي استفاده كنيم و تحرك بدني بيشتري داشته باشيم. مي توانيم بهمراه دوستان يا خانواده به مكانهاي مختلف برويم و از يك اتومبيل استفاده اشتراكي نمائيم. مي توانيم در صورت عدم رضايت از سرويسهاي حمل و نقل عمومي با مسئولين محلي تماس بگيريم. بازدهي انرژي مي توانيم درها و پنجره ها رو بخوبي درز گيري كنيم. مي توانيم وقتي اتاق را ترك مي كنيم حتي براي دو دقيقه ،چراغ اتاق را خاموش كنيم. مي توانيم درجه حرارت وسايل گرمايي را دو درجه كاهش دهيم و بجاي آن از لباس گرم استفاده كنيم. مي توانيم در هنگام خريد وسايل برقي ،به ميزان مصرف انرژي آن توجه كنيم. آب مي توانيم اگر در جايي نشتي مشاهده كرديم ،آن را اطلاع دهيم. مي توانيم زماني كه مشغول شستشوي دندان ها هستيم ،آب را تمام مدت باز نگذاريم. مي توانيم واشر شيرهايي كه چكه مي كنند را عوض كنيم. مي توانيم پس از شستشو ،آب مصرفی را در باغچه بريزيم. غذا مي توانيم محصولات غذايي را فصلي تهيه كنيم. مي توانيم محصولات غذايي محلي را بخريم. مي توانيم از فروشگاه هاي محلي خريد كنيم. مي توانيم ميوه و سبزيحات مورد نيازمان را خودمان تهيه كنيم. مي توانيم در صورت امكان به تنهايي يا با شراكت دوستمان يك باغچه كوچك يا گلخانه ايجاد كنيم. آلودگي ها مي توانيم در صورت مشاهده منابع آلودگي،موارد را گزارش نمائيم. مي توانيم از تنظيم موتور اتومبيل خويش ،اطمينان حاصل كنيم. مي توانيم با كاهش سروصدا در منزل يا استفاده از هدفون،مراعات همسايگان را بنمائيم. مي توانيم از سوزاندن زباله ها خودداري كنيم. به نظر شما آيا ما مي توانيم اينگونه زندگي كنيم؟؟؟؟؟ بهرحال داراي حق انتخاب هستيم ولي اگر انتخاب نكنيم متاسفانه بايد تاوان سختي را بپردازيم. داراي محيط سالم (هوا ،آب و غذاي سالم) است شهروندان آگاه در برنامه هاي بهبود جامعه خود مشاركت مي كنند. مبتني بر اقتصاد محلي توانمند است. داراي بخش صنعت و بازرگاني آگاه نسبت به مسئوليتهاي اجتماعي در خدمت رساني به جامعه است. دسترسي عادلانه به غذا،سرپناه و مراقبتهاي بهداشتي،حمل و نقل و شغل مناسب براي همگان وجود دارد داراي منابع محلي براي تامين غذا و انرژي هاي تجديد پذير است. شهروندان شيوه زندگي سالم در زمينه فعاليتهاي جسماني و فرهنگي دارند تصميم گيريها در بخش دولتي و خصوصي بر اساس تاثيرات بلند مدت تصميم هاست. رهبري قوي،منابع وبرنامه های آموزشی مستمر، از اهداف توسعه پايدار پشتيباني مي كنند. شهروندان پايبند به اصول اخلاقي،ايمان و اميد به داشتن دنيايي بهتر هستند. من يك سربازم سکوتم را به باران هديه کردم تمام زندگي را گريه کردم نبودي در فراق شانه هايت بیایید با هم بخندیم نه به همدیگه بخندیم سلیقه جای استاندارد سازی را نگیرد استاندارد سازی جهت قانون مند شدن است افتادگی که ناشی از پر بار بودن درخت است به حساب ضعف نباید گذاشت ملاطفت به عنوان ضعف نیست بلکه ناشی از قدرت است میرویم به جایی که عصبانی نشیم لطفا برداشت سیاسی نفرمایید راه کارهایی جهت بهبود کار در اداره و شرکت ها هست که هر مدیر لایقی باید تسلط داشته باشد جمله آخر داخل سازمان می بایست محور آرامش حکم فرما باشد تقدیم به خانم سحر خوزستانی
وی اظهار داشت: این طرح به مدت دو سال از سال 85 تا 87 در سطوح آزمایشی، در سالنهای آزمایش و پرورش قارچ مرکز تحقیقات کشاورزی انجام شد.
خادمی اضافه کرد: مهمترین عامل محیطی برای پرورش قارچ صدفی دما و رطوبت است که در استان بوشهر با توجه به شرایط اقلیمی مناسبترین زمان برای پرورش آن در طول پاییز و زمستان است.
خادمی گفت: دمای مناسب پرورش قارچ صدفی در مراحل رشد بین 18تا 26 درجه است که با برخی از گونههای سازگار با گرما نیز حتی تا30 درجه سانتیگراد نیز پرورش آن امکانپذیر است.
وی با بیان اینکه ازضایعات خرما و کنجد میتوان برای پرورش قارچ خوراکی استفاده کرد، اظهار داشت: اگر بازار مناسبی برای این نوع قارچ فراهم شودشرایط پرورش آن در استان بوشهر مهیا است.
خادمی گفت: با توجه به شرایط آب و هوایی استان بوشهر که متوسط درجه حرارت و رطوبت آن نسبتا بالا است قارچ صدفی Pleurotus spp بهترین گزینه است که در شرایط آب و هوایی این منطقه به خوبی رشد میکند.
وی اظهار داشت: در استان بوشهر بیش از شش میلیون اصله نخل خرما در سطحی بالغ بر 35 هزار هکتار وجود دارد که هرساله در نتیجه حذف برگهای مسن خوشههای خشک شده و برگهای باقیمانده از سالهای گذشته شاهد انباشت مقادیر زیادی از ضایعات آن از قبیل برگ و لیف هستیم که اکثر آنها بدون استفاده سوزانده می شوند.
امید توکلی افزود: همواره محیط زیست در معرض فاضلاب های مختلف به خصوص صنایع و پالایشگاهی است که متاسفانه در کشور ما دفع فاضلاب هنوز به روش سنتی انجام می شود در حالی که دیگر این روش در دنیا منسوخ شده است.
وی در ادامه با اشاره به کم آب بودن کشور ایران اظهارداشت: ایران کشوری است که همواره با بحران کمبود آب مواجه است به عبارتی ایران کشوری آب خیز نیست از این رو بکار بردن فناوری برای تصفیه آب و آماده شدن برای استفاده مجدد در کشاورزی یکی از اهداف برگزاری این همایش است.
توکلی گفت: برگزاری این همایش گامی در راستای معرفی فناوریهای نو و بررسی قابلیت به کارگیری آنها در کشور است و بدون شک حرکت در این راه بدون برخورداری از حمایت و همکاری متخصصان جامعه صنعتی و صاحبنظران مراکز علمی و تحقیقاتی میسر نمی شود.
وی "تصفیه فاضلاب های صنعتی " ،" تصفیه فاضلاب های خانگی " ،"فرایندهای بازیافت آب " ،"سیاست گذاری ها، خط مشی ها و قوانین در مدیریت پایدار " ، " فناوری های نو (نانوتکنولوژی، بیوتکنولوژی، تکنولوژی های سبز،AOP، ...) ، " فناوری های غشا و جداسازی (بیوراکتور غشایی، جذب سطحی،...) " را از جمله محورهای این همایش عنوان کرد.
وی افزود: "واکنش های شیمیایی و پدیده های انتقال در تصفیه فاضلاب و بازیافت آب " ، " مدلسازی و شبیه سازی فرایندها " ،" آلاینده های خاص (فلزات سنگین، مواد سمی و خطرناک، ...) " ، " آموزش و مطالعات موردی" از دیگر محورهای این همایش است.
دبیر اجرایی همایش بین المللی تصفیه فاضلاب و بازیافت آب ، فناوری ها و یافته های نو گفت: حدود 464 مقاله به دبیرخانه ارسال شد که 74 مقاله از کشورهای خارجی از جمله فرانسه، ایتالیا، آلمان، سوئد، هند، پاکستان، مالزی و استرالیا بود.
وی ادامه داد: بعد از انجام داوری از این تعداد مقالات 338 مقاله برای شرکت در مسابقه پذیرفته شد.
به گفته توکلی، از این تعداد 67 مقاله خارجی است و 130 مقاله به صورت شفاهی و 208 مقاله به صورت پوستر ارائه می شود.
وی با اشاره به برپایی نمایشگاه جانبی در همایش افزود: دراین نمایشگاه آخرین دستاوردها و تجهیزات منابع مربوط به آب و فاضلاب و بازیافت آب ارائه می شود .
شش کارگاه فنی و تخصصی در خصوص تصفیه فاضلاب هم جزو برنامه های جانبی این همایش است.
اولین همایش بین المللی تصفیه فاضلاب و بازیافت آب ، فناوری ها و یافته های نو از 19 تا 21 آبان ماه با حضور محققان و متخصصان داخلی و خارجی برگزار می شود.
هزینه مواد خام نقش بزرگی در تولید و بازاریابی الیاف سنتتیک بازی میکند. به همین دلیل تولیدکنندههای الیاف بهطور مستمر به دنبال روشهای متفاوتی برای کاهش هزینههای تولید الیاف خود از طریق بازیافت میباشند. بازیافت در صنعت الیاف به شکلهای مختلف صورت میپذیر، دو گروه اصلی عبارتند از:
۱) بازیافت پلاستیک بهدست آمده از طریق مصرفکنندهها
۲) بازیافت پلاستیک بهدست آمده از فعالیت صنعتی
طراحیها، سیستمها و مفاهیم مختلفی وجود دارند که در هر دو نوع بازیافت استفاده میشوند.
این مقاله به دنبال تشریح سیستمهای واقعی برای هر یک از دو روش بازیافت میباشد.
● بازیافت پلاستیک بهدست آمده از طریق مصرفکنندهها
بازیافت پلاستیک بهدستآمده از طریق مصرفکننده اساساً توسط صنایع الیاف پلیاستر (PET) برای تولید الیافی جهت استفاده بهعنوان الیاف خاب در فروش، پارچه کرکدار یا الیاف پرکننده میباشد. ماده اولیه، بطریهای نوشیدنیهای غیرالکلی است که بدینمنظور جمعآوری شدهاند. ماده دریافتشده بهصورت عدل بوده که به تکههای کریستالی و تمیز پلیاستر تبدیل میشوند و مستقیماً تحت فرآیند برش قرار میگیرند. بازیافت بطریهای پلیاستر (PET) فرآیندی است که میتواند به سه مرحله تقسیم شود و هر مرحله، مسائل حساس مربوط به خود را دارا میباشد.
● مرحله شستشوی اولیه (مرحله اولیه)
شستشوی اولیه بطریهای PET، مرحله مهمی در حفظ طولانیمدت تجهیزات، در واحد بازیافت PET میباشد. هدف اصلی از شستشوی اولیه پاک نمودن آلایندههائی که در بطریها وجود داشته و همچنین جداسازی آنها از جریان فرآیند میباشد. مواد بهدست آمده بهصورت عدل و با ابعاد تقریبی ۵٭۵/۳٭۲ (اینچ) و وزن تقریبی ۷۰۰ پوند میباشند. بسته به مبداء تهیه بطریها، میزان و نوع آلایندههای موجود در آنها متفاوت میباشد. در ایالات متحده تمیزترین مواد از ”Bottle Bill“ تأمین میشوند که در واقع محلی است که بطریها در آنجا ذخیره میشوند. مواد کثیف، از مواد جمعآوری شده در خیابانها که بهصورت دستی یا ماشینی توسط شهرداریها از هم جدا میشوند، بهدست میآیند. اولین مرحله در فرآیند شستشوی اولیه، باز نمودن عدلها بهمنظور شستشوی جداگانه بطریها میباشد. مواد سپس به یک سیلندر شستشو با آب داغ منتقل میشوند که در آنجا با استفاده از محلولهای سوزآور، برچسبها، هرگونه آلودگی، شیشه و شنهائی که ممکن است به بطریها چسبیده باشند، جدا میشوند، مواد سپس به یک الک چرخنده هدایت میشوند تا عناصر جدا شده، از مسیر فرآیند خارج شوند. حاصل مراحل فوق بطریهای بدون برچسب و آلودگی میباشد. آلودگیهای بزرگی که از الک چرخنده عبور نمودهاند، قبل از مرحله کاهش اندازه بهصورت دستی از روی نوار نقاله طبقهبندی مواد برداشته میشوند.
● مرحله کاهش اندازه (مرحله دوم)
بطریهای جدا شده میز طبقهبندی را ترک کرده و توسط نوار نقاله به قسمت ریزکننده مرطوب وارد میشوند. بهمنظور شستشوی داخل بطریها و همچنین زدودن کاغذها برچسب همراه بطریها، آب نیز به منطقه برش وارد میشود، عمل برش بهدلیل اصطکاک زیاد ایجاد شده باعث تمیزی بطریها شده و همچنین برچسبهای کاغذی را بهصورت خمیر درمیآورد. مواد سپس از طریق یک صافی (معمولاً ۸/۳ اینچ) به یک محفظه گریز از مرکز تخلیه میگردند که هدف از این مرحله، جدا نمودن خمیرهای کاغذ بهوسیله آب میباشد. پرکهای PET ر این مرحله به اندازه کافی تمیز میباشند اما بهدلیل زمان قرار گرفتن در خرد کننده بهجز توسط صافی قابل کنترل نمیباشد، لازم است فرآیند مرحله قبل تکرار گردد. این بدان معنا است که فرآیند طولانی شستشو و خشک نمودن پرکها به پایان میرسد.
● مرحله شستن، جداسازی و خشک نمودن (مرحله سوم)
فرآیند شستشوی پرکها فرآیندی غیرمداوم بوده که در آن مواد به داخل یک محفظه استوانهای بزرگ هدایت شده و در آنجا با کمک آب گرم و محلولهای سوزآور، برجسبهای کاغذی باقیمانده و چسبهای بهکار رفته جدا میشوند. محفظه استوانهای شامل پردههائی است که روی یک شفت قرار داشته و باعث آشفتگی آب با سرعت زیاد میگردد. شستشوی تکههای خرد شده بیش از آنکه عمل تکهها در مقابل پردهها باشد، در اثر عمل پرکها مقابل هم است. سپس مواد درون یک سانتریفوژ تخلیه میشوند که بهمنظور جداسازی چسبها، کاغذها و آلودگیهای آلی طراحی شده است.
تنها آلودگی باقیمانده درب بطریها میباشد که اساساً از جنس پلیپروپیلن ساخته شدهاند. مواد از زیر سطح آب به یک محفظه جداسازی داخل میشوند و تکههای خرد شده بهصورتی پراکنده میشوند که هر تکه فرصت شناور شدن یا غوطهور شدن را داشته باشد. مواد پلیپروپیلنی شناور شده و PET غوطهور میگردد. آخرین جداسازی انجام شده و سپس مواد در مرض هوای داغ با کمک خشککنندههای گریز از مرکز (سانتریفوژ) یا خشککنندههائی با بستر سیالی خشک میشوند. مواد بهطور معمول داخل سیلوهائی که آماده برای کریستالیزه و تبیل به الیاف شدن میباشند، ریخته میشوند.
● بازیافت پلاستیکهای بهدست آمده از فعالیتهای صنعتی
در صنایع تولید الیاف، ضایعات از طریق راهاندازی خط تولید، پاره شدن نخها مشکلات عملیاتی حاصل میشوند. میزان ضایعات میتواند به سرعت افزایشیافته و به شکلهای مختلفی از قبیل ضایعات سخت، ضایعات نخهای کشیده تا کشیدهنشده و ضایعات Tow درآید. روشهای متعددی برای بازیافت این ضایعات در صنایع وجود دارد که این امر سبب کاهش هزینه موادخام برای تولیدکنندگان میگردد.
● کاهش اندازه
اغلب از خردکنندهها (برشدهندهها)، ریزکنندهها و کاغذبرها (گیوتینها) برای ضایعات سخت و بهعنوان وسیلهای جهت احیاء ضایعات نخ و Two استفاده میشود.
ضایعات سخت که بهدلیل تراکم زیاد آلوده نمیباشد، آسانتین ماده جهت احیاء بوده و اندازه آنها میتواند کاهش یافته و بهطور مستقیم وارد فرآیند تولید شوند بسته به اندازه ضایعات، یک دستگاه خردکننده مستقل و یا دستگاه برش و خردکننده توأماً استفاده میشود. ضایعات بزرگ به دستگاه ریزکننده تغذیه میگردد بهطوری که مواد را به اندازه قابل کنترلی برای استفاده در خردکننده کاهش میدهد. تکنولوژی برش شامل برشدهندههای تکمحوره، دومحوره و چهارمحوره میباشد. مواد قبل از ورود به تجهیزات مانند متراکمکنندهها، اکسترودرها، Condux و غیره احتیاج به کاهش اندازه دارند. بعضی از تجهیزات نیاز به برش طولی کوتاهتری از مواد نسبت به بقیه دارند. معمولترین وسیله جهت اجراء این عمل گیوتینهائی با سرعت بالا میباشند که مخصوصاً برای الیاف طراحی شدهاند. اخیراً تکنولوژی تکمحوره جایگزین بعضی از گیوتینها در برخی از کاربردهای احیاء شدهاند اما هنوز کارآئی آنها برای شرایط طولی خیلی کوتاه ثابت نشده است.
● ضایعات Tow کشیده و کشیدهنشده
تکنولوژیهای متعدد و متفاوتی برای احیاء این ضایعات وجود دارند. نظرات راجع به این تکنولوژیها با توجه به مشکلات در حملونقل محصول، محتویات رطوبت و آلودگی از یک کارخانه به کارخانه دیگر متغیر میباشد. تکنولوژیهای متفاوت شامل متراکمکنندههای دستی، متراکمکنندههای مداوم اتوماتیک، متراکمکنندههای زبالههای پلاستیکی، اکستروژن با تغذیه گرم و اکستروژن استاندارد مجهز به تغذیه پرکننده یا فروبرنده میباشند.
معمولترین متراکمکنندهها، متراکمکننده با شستشوی دستی میباشند. این ماشین از تیغههای برش چرخنده در زیر یک استوانه برای برش مواد استفاده مینماید و آن را بهوسیله اصطکاک گرم مینماید. گرما سبب میگردد که مواد تکمیل رسیدگی که برای مواد استفاده شده است تبخیر یا خشک شوند. زمانیکه مواد به نقطه ذوب خود میرسند بهوسیله وارد نمودن آب به آنها شوک داده یا منجمد (فریز) میگردند. محصول نهائی از نظر شکل دارای شکلی نامنظم میباشد و معمولاً شبیه ذرت بوداده میگردد. این فرآیند معمولاً برای الیاف PP و PET استفاده میشود ولی نایلون را تجزیه مینماید. توسعههای جدید در سیستم متراکمکنندههای مداوم رخ داده که جایگزین این تکنولوژی قدیمی شدهاند.
روزنامه «كريستين ساينس مونيتور« در گزارشي به بررسي اين معضل اجتماعي
از خواب تا خواب
اين روزنامه گزارش خود را دربازه زماني بين خواب تا خواب معرفي مي كند.
صبحانه شما تشكيل شده است از تخم مرغ ، مربا، كره و چاي يا قهوه.
حال فرض كنيد در 10 خانواده به همين ميزان پوست تخم مرغ دررون سطل زباله
به محل كار خود مي رويد، اگر در بين راه بريده بليط خود را دور نريزيد و يا يادداشت
حالا شما تنها در ظرف چند ساعت 170 گرم زباله توليد كرده ايد كه اين با استاندارد
«كريستين ساينس مونيتور« در بخش ابتدايي گزارش خود به صورت اجمالي
زباله هاي بازيافتي و غيربازيافتي
«زباله ها به دو گروه تقسيم بندي مي شوند، بازيافتي و غيربازيافتي. شايد يكي از
در گواتمالا زباله ها در هر جايي ريخته شده و تقسيم بندي خاصي بين آنها صورت
امروزه زباله هاي بازيافتي بخشي از توليد انرژي و چرخه آن را برعهده گرفته اند.
به طوري كه در كره جنوبي دولت حساب ويژه اي بر روي زباله هاي بازيافتي
حتي آنها در بخش دام نيز از اين زباله ها براي توليد غذا استفاده مي كنند.
در ژاپن نيز شيشه هاي شكسته و ناكارآمد را در اختيار صنعت گراني قرار مي دهند
در ژاپن نيز ميزان توليد زباله هاي بازيافتي بيشتر از زباله هاي غيربازيافتي است.
دولت ژاپن در يك برنامه 10 ساله به مردم اين كشور آموزش دفع زباله را داد.
در پايان هر روز
«در پايان هر روز كاري شما بايد تنها 700 گرم زباله فردي توليد كرده باشيد.
طبق همين آمار شما در پايان يك ماه تنها مي توانيد 21 كيلو زباله توليد كنيد.
در استراليا هر فرد در پايان ماه 20 كيلوگرم زباله توليد مي كند و اين يعني
«كريستين ساينس مونيتور« تنها به ارائه آمار و ارقام مي پردازد و نتيجه گيري
هزاران پرسش ديگر در اين زمينه وجود دارد كه مي توان با پاسخ به يكي از آنها
اما من و شما به عنوان يك تهراني، چقدر به ريزش اين زباله ها در اين سطل ها
تا حالا شده فردي هنگام دورريختن يك زباله به فكر بيزيدن آن هم باشد؟
ژاپن از اوايل دهه هفتاد شروع به فرهنگ سازي كرد و نتايج آن در دهه هشتاد
آنچه را گذشته است فراموش كن و بدانچه نرسیده است رنج و اندوه مبر
قبل از جواب دادن فكر كن
هیچكس را تمسخر مكن
نه به راست و نه به دروغ قسم مخور
خود برای خود، زن انتخاب كن
به شرر و دشمنی كسی راضی مشو
تا حدی كه میتوانی، از مال خود داد و دهش نما
كسی را فریب مده تا دردمندنشوی
از هركس و هرچیز مطمئن مباش
فرمان خوب ده تا بهره خوب یابی
بیگناه باش تا بیم نداشته باشی
سپاس دار باش تا لایق نیكی باشی
با مردم یگانه باش تا محرم و مشهور شوی
راستگو باش تا استقامت داشته باشی
متواضع باش تا دوست بسیار داشته باشی
دوست بسیار داشته باش تا معروف باشی
معروف باش تا زندگانی به نیكی گذرانی
دوستدار دین باش تا پاك و راست گردی
مطابق وجدان خود رفتار كن كه بهشتی شوی
سخی و جوانمرد باش تا آسمانی باشی
روح خود را به خشم و كین آلوده مساز
هرگز ترشرو و بدخو مباش
در انجمن نزد مرد نادان منشین كه تو را نادان ندانند
اگر خواهی از كسی دشنام نشنوی كسی را دشنام مده
دورو و سخن چین مباش، نزدیك انجمن دروغگو منشین
چالاك باش تا هوشیار باشی
سحر خیز باش تا كار خود را به نیكی به انجام رسانی
اگرچه افسون مار خوب بدانی ولی دست به مار مزن تا تو را نگزد و نمیری
با هیچكس و هیچ آیینی پیمان شكنی مكن كه به تو آسیب نرسد
مغرور و خودپسند مباش، زیرا انسان چون مشك پرباد است و اگر باد آن خالی شود چیزی باقی نمیماند
میز گرد توسعه پایدار توسط خانم راه پیما
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

سرباز وظيفهي زمين!
و سوگند خورده ام تا از زمين حفاظت كنم
از زمين، مادر حيات
با سلاح فكر
و بدون خونريزي
پس
به نام خدا (فرمانده بزرگ)
زمين (مادر)
و حيات
مي جنگم با آلودگي
تخريب
جنگ
و هر آنچه حيات را به خطر اندازد
با استفاده از سلاح فكر
و بدون خونريزي ....
« سبز پيروز است »
به هر خاکي رسيدم تکيه کردم 
سازمان افسرده نمی تواند برای مردم کاری انجام دهد (شادابی داشته باشیم)
ما امانت دار زمین و آسمانیم!پس بیایید امانت دارانی باشیم که نبض زمین و آسمان را خوب می دانند! به آبی آسمان مهر بورزیم وبه قول سهراب کاری نکنیم که به قانون زمین بربخورد!
دیگرجایی برای انتقاد نیست جایی برای متهم کردن نیست!وقت آن است که بسازیم!راه کارارائه دهیم نه با دیدگاهی افراطی در تقابل با یکدیگر بایستیم و سعی بر انکار همدیگر داشته باشیم!ریشه ی همه ی مشکلات از ندانستن ها و یا آگاهی های غلط است!پس پیش به سوی اطلاع رسانی مفید به امید بازگشت سخاوت زمین و برکت آسمان!


















